مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١ - شبهاتی درباره نیازمندی ممکن به علت
مسأله امکان ماهیت هم یک چنین چیزی است؛ یعنی ما یک ذاتی داریم که برای این ذات دو طرف علی السویه است. مثلًا یک آبی در اینجا داریم با چهار درجه حرارت که برای این آب اینکه چهار درجهاش پنج درجه شود یا چهار درجهاش سه درجه شود بیتفاوت است؛ یعنی از نظر این آب فرق نمیکند که کدام طرف را بپذیرد. این آب هر دو را بهطور یکسان میپذیرد. پس اینکه کدامیک را بپذیرد بستگی دارد به عوامل بیرونی که یک درجه حرارت از این بگیرد یا یک درجه حرارت بر این بیفزاید. آیا امکان دارد که چنین آبی بدون آنکه هیچ عاملی دخالت کند حرارتش کم یا زیاد شود؟ نسبت سفیدی و سیاهی و امثال اینها به جسم هم همینطور است. یا حرکت این تسبیح یک امر ممکن الوجود است؛ یعنی این تسبیح در ذات خودش میتواند در لحظه بعد حرکت داشته باشد و میتواند در لحظه بعد ساکن باشد. اینکه بدون دخالت هیچ عاملی یکی از این دو حالت را بپذیرد محال است. البته در اینجا که ما وجود و عدم را در مقابل هم قرار دادهایم ممکن است گفته شود که نبودن عامل وجود [برای عدم] کافی است. این درست است، منتها ما میگوییم اگر یک طرف عامل عدم باشد معنیاش این است که علت وجود وجود پیدا نکرده است، که معمولًا میگوییم علت وجود، وجود است و علت عدم، عدم.
در اینجا میگوییم: اینکه این [شیء] وجود پیدا نکرده است به دلیل این است که علت وجودش وجود پیدا نکرده است. پس در اینکه ممکن برای وجود پیداکردن نیاز به عامل مثبت دارد شکی و بحثی نیست و این یک امر بدیهی است و نیاز به استدلال ندارد، فقط نیاز به تقریب دارد.
شبهاتی درباره نیازمندی ممکن به علت
با اینکه نیاز ممکن به علت- همانطور که گفتیم- یک امر اوّلی و بدیهی است ولی عدهای در اینجا شبهه کردهاند و گرچه فخر رازی از آنها نیست ولی چون از طرح شبهه و ایراد و اشکال خوشش میآید از طرف آنها برهان اقامه کرده است