مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - ٤ امکان استقبالی
را دارد یا این را، میتواند اعتبار کند و درنظر بگیرد درحالی که نه آن را اعتبار کند نه این را، و این ارتفاع نقیضین هم نیست. پس وقتی میگوییم: «زید قائم است» زید بدون اینکه قیام در آن اعتبار شده باشد و یا اعتبار نشده باشد موضوع قضیه واقع شده است. زیدِ به نحولابشرط قائم است نه زیدِ قائم. اگر شما قضیه خودتان را به این شکل دربیاورید و بگویید: «زید قائم، قائم است» میگویند این ضرورتِ بشرط محمول است یعنی محمول را جزء موضوع قرار دادهاید ولهذا درباب «موجود» میگوییم:
انسان، موجود است بالامکان.
انسان موجود، موجود است بالضروره.
انسان معدوم، ممتنع الموجودیه است.
پس اگر میگوییم: «زید قائم است» این یک قضیه ممکنه است؛ زید قائم است بالامکان. اما اگر همین محمول که محمول این موضوع است ضمناً جزء موضوع و شرط موضوع قرار بگیرد، یعنی درحالی که محمول است شرط موضوع هم باشد فوراً قضیه ما به یک قضیه ضروریه تبدیل میشود مانند اینکه بگوییم: «زید قائم، قائم است». البته واضح است که زید قائم، قائم است؛ این دیگر یک امر ضروری است. اگر بگوییم: «جسم سفید است» این یک قضیه ممکنه است، اما اگر بگوییم:
«جسم سفید، سفید است» این یک قضیه ضروریه است و واضح است که جسم سفید سفید است بالضروره؛ یعنی اگر محمول را قید موضوع قرار بدهیم قطعاً قضیه ما به یک قضیه ضروریه تبدیل میشود و آن وقت در نقطه مقابلش «ممکن» یعنی قضیهای که این ضرورت بشرط محمول را ندارد.
پس ما یک قسم ضرورت و امتناع داریم به نام ضرورت بشرط محمول و امتناع بشرط محمول؛ و این اصطلاح «ضرورت بشرط محمول» اصطلاحی است که باید آن را بدانیم.
٤. امکان استقبالی
یکی دیگر از معانی امکان، امکان استقبالی است. امکان استقبالی فقط در کلمات شیخ آمده است و بعد سایر منطقیین و نیز فلاسفه آن را مطرح کردهاند و