مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - پاسخ
ایراد
ممکن است شما در اینجا یک ایراد بگیرید و بگویید: اصلًا مگر میشود یک شیء نسبت به شیء دیگر امکان اخص داشته باشد؟ نه ضرورت وصفی داشته باشد و مخصوصاً نه ضرورت وقتی داشته باشد و درعین حال وجود هم داشته باشد؟ آیا میشود چیزی برای چیزی و محمولی برای موضوعی وجود داشته باشد بدون هیچ ضرورت وصفی و هیچ ضرورت وقتی؟ ناچار این محمول که برای این موضوع وجود دارد حتماً در یک حال معین این برای آن ضرورت دارد و حتماً در یک وقت معین این برایش ضرورت دارد و مخصوصاً ضرورتِ وقتی بر آن حاکم است، چون هر چیزی وجودش در یک «آنِ» معین ضرورت پیدا میکند. این شیء که الآن وجود پیدا کرده است در یک «آن» وجود پیدا کرده است و در آن «آن» اگر وجودش ضرورت پیدا نمیکرد که موجود نمیشد. پس هرچیزی ناچار ضرورت وقتی دارد. پس ما چیزی نداریم که امکان اخص داشته باشد. پس مثال امکان اخص در کجاست؟
پاسخ
جواب این ایراد نظیر جوابی است که ما درباب امکان بالقیاس و ضرورت بالقیاس دادیم. این راست است. اگر شما نظر به وجودات بکنید هر محمولی برای هر موضوعی اگر تحقق داشته باشد در آن وقتِ خودش ضرورت وقتی دارد. مثل همان «الامور مرهونةٌ بأوقاتها» است. هرچیزی در زمان خودش وجودش ضرورت دارد.
ولی این بحثی که منطقی میکند میرود روی کلیات، و کلیات میرود روی ماهیات.
گاهی اشیاء ضرورتهای کلی زمانی دارند؛ یعنی میشود یک زمان و یک حالتی را درنظر گرفت که این [شیء] بهطور کلی در آن حالت- در آن حالت کلی- قابل تکرار است و برای ما یک ضابطه وجود دارد و میشود آن را در آن ضابطه بیان کرد؛ مثل همان انخساف و انکساف. یک چیزهای دیگری هست که تحت ضابطه کلی ماهوی درنمی آید. مثلًا اگر من بگویم: «در وقتی که من حرف میزنم شما گوش