مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - ١ امکان عام
ما درباب اطلاق لفظ «امکان» به امکان بالقیاس درمقابل امکان ذاتی و امکان بالغیر همین حرف را داشتیم؛ گفتیم اطلاق لفظ امکان به امکان بالقیاس و به این دوتای دیگر (امکان ذاتی و امکان بالغیر) به نحو اشتراک معنوی نیست بلکه به نحو اشتراک لفظی است که حاجی آن را هم به صورت اشتراک معنوی آورده است که حتماً اشتباه است. ولی در مورد امکانهای دیگر خود حاجی هم توجه دارد که اگر ما میگوییم «امکان عام»، «امکان خاص»، «امکان اخص»، «امکان استقبالی» و سایر اصطلاحاتی که هم اکنون درصدد توضیح آنها هستیم، اینها اصطلاحات متعدد است و لفظ امکان به این معانی متعدد به کار رفته است نه اینکه امکان یک معنی جامع دارد و اینها اقسام آن محسوب میشوند؛ و این بسیاری اوقات اشتباه میشود وقتی که اینها را به صورت اقسام میآورند [١].
اصطلاحات دیگر امکان
١. امکان عام
گاهی لفظ امکان را بر امکان عام اطلاق میکنند که آن مفهوم عرفی امکان- که احیاناً و به ندرت در فلسفه و در منطق به کار برده میشود- همین است. امکان عام یعنی چه؟ یعنی آنچه ممتنع نیست. ما میگوییم: فلان شیء ممکن است یا ناممکن؟
اگر گفتیم «ناممکن است» در عرف به چه معنی است؟ «ناممکن است» یعنی محال است. پس ممکن به معنی عام نقطه مقابل «ممتنع» است. یک امر ضروری و واجب را هیچ وقت نمیگوییم ناممکن است. اگر بگوییم آیا ممکن است یا ناممکن، میگویید: ممکن است؛ و نه تنها ممکن است که واجب هم هست. پس ممکن به این معنی یعنی ناممتنع، که آن ناممتنع اعم است از آنکه ضروری باشد یا ضروری نباشد، پس شامل واجب و ضروری هم میشود. این همان امکان عام است که عرف.
[١]. مثل اصطلاح «حرکت» است که حرکت را به «حرکت توسطی» و «حرکت قطعی» اطلاق میکنند که حتی بسیاری از اهل فن گاهی اشتباه میکنند، میگویند: حرکت بر دو قسم است: یا قطعی است یا توسطی، درصورتی که از اهل فن آنهایی که دقیقند مثل بوعلی و ملاصدرا میگویند: حرکت لفظی است که «قدیراد منه التوسط و قد یراد منه القطع» یعنی گاهی به آن معنی به کار برده میشود و گاهی به این معنی.