مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - اشتراک لفظی اصطلاح « تضاد »
معنوی به کار برده شده است یا به عنوان مشترک لفظی؟ یعنی آیا لفظ برای یک معنی جامع گسترده وضع شده است که آن معنی در طبیعت خودش یک معنی وسیع گسترده است ولی لفظ بیشتر از یک بار برای یک معنی وضع نشده است، یا نه، لفظ برای چند معنی که در عرض یکدیگر قرار دارند وضع شده است؛ یک بار برای این معنی، یک بار برای آن معنی و یک بار برای این معنی دیگر؟
اشتراک لفظی اصطلاح « تضاد »
مثلًا کلمه «تضاد» در اصطلاح فلسفه اسلامی در دو مورد مختلف به نحو اشتراک لفظی به کار برده شده است:
١. درمورد دوضدی که محال است در یک جا اجتماع در وجود داشته باشند، یعنی وجود این مساوی است با عدم آن، و وجود آن مساوی است با عدم این. این اگر هست آن نیست، آن اگر هست این نیست؛ مثل شکلهای هندسی بر روی یک ماده معین که شکل این شیء اگر مکعب باشد دیگر کره نیست، اگر کره باشد دیگر مکعب نیست؛ یعنی بین کرویت و مکعب بودن تضاد است؛ یعنی شیء واحد در آن واحد امکان ندارد که هم کره باشد و هم مکعب، پس یا این است یا آن.
فایده شناختن این تضاد در مسأله «معرفت» پیدا میشود؛ اثر شناختن این تضاد در مسأله معرفت و شناخت است، زیرا هرگاه به وجود یکی از اینها پی ببریم دلیل بر عدم دیگری است. اگر به وجود آن پی ببریم دلیل بر عدم این است و اگر به وجود این پی ببریم دلیل بر عدم آن است. مثلًا در مورد نظامهای مختلف اجتماعی اگر کسی بگوید نظام فلان کشور نظام استبدادی است، شما چون قبلًا اطلاع دارید که نظام آنجا مشروطه است میگویید: نه، نظام آنجا مشروطه است؛ نمیگویید نظامش مشروطه است، درعین حال ممکن است استبدادی هم باشد؛ میگویید: نه، چنین چیزی امکان ندارد، نظام آنجا مشروطه است.
نظام جمهوری و سلطنتی هم همینطور است. اگر او میگوید نظام فلان کشور سلطنتی است، شما که میدانید نظام آنجا جمهوری است میگویید: به دلیل اینکه جمهوری است پس سلطنتی نیست، چون در آن واحد نمیشود هر دو نظام را دارا باشد.