مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - طرح یک اشکال
طرح یک اشکال
مطلب دوم که در اینجا باید ذکر کنیم و متمم و مکمل مطلب اول است این است که ممکن است شما اشکال کنید که بنا بر آنچه در اینجا گفته شد میان همه موجودات عالم رابطه وجوبی برقرار است، زیرا گفتیم رابطه امکانی در عالم عین وجود ندارد، فقط در عالمِ فرض میان دو واجب الوجود مفروض یا میان دو عالَمی که هریک به یک واجب الوجود جداگانه مرتبط باشد رابطه امکانی برقرار است و الّا در عالم عین رابطه امکانی وجود ندارد.
پس همه قضایا در منطق باید به قضایای لزومیه برگردد و ما در منطق نباید قضیه اتفاقیه داشته باشیم.
توضیح اینکه: در منطق میگویند قضیه در تقسیم اول بر دو قسم است: یا حملیه است یا شرطیه. قضیه شرطیه بر دو قسم است: یا متصله است یا منفصله. بعد میگویند قضیه متصله بر دو قسم است: یا لزومیه است یا اتفاقیه.
در هر قضیه متصله هرجا که مقدم وجود دارد تالی هم وجود دارد؛ یعنی شکل کلیاش به این صورت است که میگوییم: «کلّما کان الف موجوداً کان ب موجوداً». این حکم در همه قضایای متصله جاری است. ولی قضایای متصله گاهی لزومی است و گاهی اتفاقی. متصله لزومیه آنجایی است که یک رابطه لزومی میان مقدم و تالی برقرار است؛ یعنی محال است که تالی از مقدم منفک شود. باید چنین باشد که هروقت الف موجود باشد ب هم موجود باشد، مانند اینکه میگویید هروقت فلان زاویه این قدر باشد آن زاویه دیگر هم چون باید با این زاویه مساوی باشد همین قدر است. در اینجا میگوییم قضیه ما لزومی است.