مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - متضایفین نسبت به یکدیگر وجوب بالقیاس دارند
را «متضایفین متشابه الاطراف» میگویند و گاهی متخالف است که آن را «متضایفین متخالف الاطراف» میگویند [١]، ولی به هرحال در اضافات متقابل نه این اضافه علت است از برای آن اضافه و نه آن اضافه علت است از برای این اضافه، هیچکدامشان علت و معلول یکدیگر نیستند بلکه هر دو معلول یک جریان هستند که آن جریان سبب شده است که این دو اضافه پیدا شوند.
مثلًا اگر زید برادر عمرو است و عمرو برادر زید است نه این است که اول زید برادر عمرو شد و چون زید برادر عمرو شد در درجه بعد عمرو برادر زید شد؛ نه، در همان مرتبهای که زید برادر عمرو شد عمرو هم برادر او شده است. پدری و پسری هم همینطور است. نه این است که اول پدر، پدر این پسر میشود بعد آن پسر، پسر این پدر میشود بلکه در همان مرتبهای که این پدرِ او میشود او هم پسرِ این میشود. درهمان لحظه زمانی و درهمان مرتبه عقلی که این پدرِ او میشود او هم پسر این میشود.
از این جهت است که میگویند: «المتضائفان متکافئان قوّةً و فعلًا، ذهناً و خارجاً»؛ یعنی دو معنی متضایف همدوش یکدیگر هستند چه از نظر بالقوه بودن و چه از نظر بالفعل بودن، چه ازنظر ذهنی بودن و چه ازنظر خارجی بودن؛ یعنی اگر یکی بالقوه باشد دیگری هم بالقوه است، اگر یکی بالفعل باشد دیگری هم بالفعل است؛ اگر یکی ذهنی باشد دیگری هم ذهنی است، اگر یکی خارجی باشد دیگری هم خارجی است. اینطور نیست که یکی از آندو ذهنی باشد و دیگری خارجی.
پس، از آنچه گفتیم معلوم شد که هرجا یکی از متضایفین باشد دیگری هم وجود دارد، پس بین متضایفین هم وجوب بالقیاس حکمفرماست.
[١]. مثلا اگر دو نفر با یکدیگر برادر باشند بینشان تضایف متشابه برقرار است. این برادر اوست و او هم برادر این است. دو اضافه است: این نسبتی دارد با او که این برادر اوست و او هم نسبتی دارد با این که او برادر این است.
عمرو برادر زید است و زید هم متقابلا برادر اوست. پس در اینجا دو اضافه است ولی دو اضافه متشابه؛ هر دو از نوع اخوّت است. ولی مثلا پدری و پسری دو اضافه متخالف است. پدر، پدر این پسر است و پسر، پسر این پدر است. زید پدر عمرو است و عمرو پسر اوست؛ یعنی اضافهای که او به این دارد اضافه پدری است و اضافهای که این به او دارد اضافه پسری است.
- آیا اضافه غیرمتقابل هم داریم؟.
آن را «اضافه» نمیگویند، «نسبت» میگویند، مثل نسبت قیام و زید.