اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٤ - مقام اوّل بحث عبادات
گفتيم: در مسأله «صلات در حمّام» متعلّق كراهت، ذاتِ عبادت نيست بلكه «واقع ساختن صلاة، در حمام» مكروه است امّا نفس عبادت- بما أنّها عبادة- متعلّق كراهت واقع نشده است. هرچند ما در تعبيرات خودمان عنوان «عبادات مكروهه» را به كار مىبريم و مرحوم آخوند نيز همين عنوان را بر سه قسم دانستند كه قسم روشن آن همين «صلاة در حمام» بود. قسم ديگر آن نيز «لا تصلِّ في مواضع التهمة» بود كه مرحوم آخوند فرمودند: «متعلّق كراهت، بودن در مواضع تهمت است، هرچند در غير حال صلاة» و اين اصلًا ربطى به بحث ما- يعنى مسأله كراهت در عبادت- ندارد، زيرا عبادت- بما هي عبادة- متعلّق كراهت واقع نشده است. قسم ديگر آن نيز «لا تصم يوم العاشور» است كه مرحوم آخوند مسأله تزاحم بين مستحبين- صوم و ترك آن- و ترجيح جانب ترك را در مورد آن مطرح كردند. پس در اينجا هم كراهتى وجود ندارد و بر اساس اين تقريبى كه ما ذكر كرديم، متعلّق كراهت در مورد «صوم روز عاشورا» عبارت از عنوان «تشبّه به بنى اميّه» است، زيرا بنى اميّه روز عاشورا را به عنوان عيد خود مىدانستند و همانند ساير اعياد با آن برخورد مىكردند و يكى از كارهاى آنها در روز عاشورا روزه گرفتن بود. بنابراين مورد هم كراهت به ذات عبادت تعلّق نگرفته است. البته ما در آنجا يك مثال براى تعلّق نهى كراهتى به ذات عبادت پيدا كرديم و آن مسأله كراهت اقتداى مسافر به حاضر بود. [١] سپس در پاسخ اين اشكال كه «در اينجا هم كراهت به ذات عبادت تعلّق نگرفته، بلكه به «تخصّص نماز به خصوصيت اقتداى مسافر به حاضر» تعلّق گرفته، پس اين هم شبيه صلاة در حمام است» گفتيم: در باب نماز جماعت، دو عبادت وجود دارد: اصل نماز، يك عبادت و جماعت بودن آن، عبادت ديگر است. جماعت نيز نياز به قصد قربت دارد و اگر كسى آن را از روى ريا انجام دهد، جماعتش باطل است و چهبسا گفته مىشود كه صحّت نماز او هم محلّ اشكال است.
[١]- در مورد معناى كراهت دو قول وجود داشت: الف- كمتر بودن ثواب اين جماعت، نسبت به جماعتى كه در آن حاضر به حاضر اقتدا كند. ب- كمتر بودن ثواب اين جماعت، حتى از نماز فرادى.