اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٦ - بررسى كلام مرحوم آخوند
«ماهيت غصب» است- دارد. اتحاد وجودى بين صلاة و غصب غير از مسأله حكايت و دلالت است. عنوان غصب فقط از موضوع له خود- كه طبيعت غصب است- حكايت مىكند، و از افراد و اصناف آن حكايت نمىكند. عنوان صلاة هم فقط از موضوع له خود- كه طبيعت صلاة است- حكايت مىكند و از افراد و اصناف آن حكايت نمىكند. ٢- و اگر بگوييد: «مولا وقتى امر به صلاة و نهى از غصب را مطرح كرده، مورد تصادق آن دو را ملاحظه نكرده است». مىگوييم: «در اين صورت، وجود مورد تصادق چگونه مىتواند فارق بين مسأله صلاة و غصب با مسأله سجود براى خدا و سجود براى غير خدا باشد؟ ممكن است كسى بگويد: اگر بين سجده براى خدا و سجده براى غير خدا فرق نباشد و هر دو- مثل صلاة و غصب- به صورت واحد جنسى مطرح باشند چه مشكلى پيش مىآيد؟ در پاسخ مىگوييم: در اين صورت لازم مىآيد كه مسأله «سجود براى خداوند» و «سجود براى غير خداوند» هم در نزاع اصولى مسأله اجتماع امر و نهى وارد شوند، در حالى كه هيچيك از كسانى كه مسأله اصولى اجتماع امر و نهى را مورد بحث قرار دادهاند نيامدهاند بگويند: «صدر و ذيل آيه «لا تسجدوا للشمس و لا للقمر و اسجدوا للّه الذي خلقهنَّ» قابل جمع نيست». خلاصه اين كه مرحوم آخوند در عنوان بحث كلمه «واحد» را مطرح كرده و آن را شامل واحد جنسى هم دانستند. [١] سپس «سجود براى خدا» و «سجود براى غير خدا» را خارج از دايره واحد جنسى دانستند. در حالى كه ما ملاحظه كرديم راهى براى اخراج اين دو از واحد جنسى وجود ندارد، پس بايد مسأله اجتماع امر و نهى شامل مسأله سجود هم بشود. ولى از طرفى مشاهده مىكنيم كه كسى آن را داخل در اين بحث ندانسته است. پس چه بايد كرد؟
[١]- اگرچه ما گفتيم: «كلمه واحد»- در عنوان بحث- منحصر در واحد جنسى است و شامل واحد شخصى نمىشود».