اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٠ - بررسى كلام مرحوم آخوند
وجود از وجودات طبيعت تحقق پيدا كند، غرض مولا حاصل شده و امر او ساقط مىگردد ولى در باب نواهى بايد همه وجودات طبيعت ترك شود تا غرض مولا حاصل گردد؟ مبناى مرحوم آخوند اين بود كه مفاد امر و نهى عبارت از طلب است و از اين جهت فرقى بين آن دو وجود ندارد. بلكه فرق در ارتباط با مطلوب مولاست. مطلوب مولا در باب اوامر عبارت از «وجود طبيعت مأمور بها» و در باب نواهى عبارت از «ترك طبيعت منهى عنها» است. در اين صورت اشكال مىشود كه چرا در باب اوامر «وجود طبيعت» را به «وجود فردى از افراد طبيعت» معنا مىكنيد ولى در باب نواهى «ترك طبيعت» را به «ترك جميع افراد طبيعت» معنا مىكنيد. منشأ اين اختلاف چيست؟ اين اشكال به كسانى كه مطلوب در باب نواهى را «كفّ نفس» مىدانند نيز وارد است، زيرا آنان نيز «كفّ نفس از جميع وجودات طبيعت» را مطرح مىكنند در حالى كه در اوامر «وجود فرد واحد» را كافى مىدانند. پاسخ اشكال: در جواب از اين اشكال سه احتمال وجود دارد: ١- اختلاف مربوط به وضع باشد. ٢- اختلاف ريشه عقلى داشته باشد. ٣- اختلاف ريشه عقلائى و عرفى داشته باشد. اكنون به توضيح و بررسى هريك از احتمالات سهگانه فوق مىپردازيم: احتمال اوّل: اين است كه اختلافْ مربوط به وضع باشد، به اين معنا كه واضعْ هيئت افعل را براى «بعث به سوى ايجاد يك فرد از افراد طبيعت» [١] وضع كرده ولى هيئت «لا تفعل» را براى «زجر از ايجاد همه افراد طبيعت» [٢] وضع كرده است.
[١]- و بنا بر مبناى مرحوم آخوند و ديگران: «طلب ايجاد يك فرد از افراد طبيعت».
[٢]- و بنا بر مبناى مرحوم آخوند: «طلب ترك همه افراد طبيعت» و بنا بر مبناى ديگران: «طلب كفّ نفس از جميع افراد طبيعت».