اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٨ - بحث در مقام ثبوت
در اينجا بايد به كلمه «بقاء» توجه داشته باشيم. معناى بقاء جواز اين است كه جواز از ابتدا- در زمان وجوب- هم بوده و اكنون كه وجوب نسخ شده است مىخواهيم ببينيم آيا جواز باقى است يا نه؟ در كتاب معالم و امثال آن مىگفتند: «وجوب، ماهيت مركبى است كه داراى جنس و فصل مىباشد. جنس آن عبارت از «اذن در فعل»- كه همان جواز است- و فصل آن عبارت از «منع از ترك» است [١]». [٢] ولى واقعيت مسئله اين است كه وجوب، ضمن اين كه امرى اعتبارى است، [٣] امر بسيطى هم مىباشد و مركب از جنس و فصل نمىباشد. بلكه وجوبْ از دستورى كه مولا صادر مىكند و ناشى از اراده حتميّه اوست انتزاع مىشود. همانطور كه استحباب، از بعث ناشى از اراده غير حتميّه مولا انتزاع مىشود. ولى هر دو بسيط هستند و تفاوت آنها به شدّت و ضعف است. در فلسفه ثابت شده است كه حتى در تكوينيات، در مواردى كه كلّى مشكك مطرح است، يعنى تفاوت بين افراد به اختلاف مرتبه و شدّت و ضعف است، اين تفاوتْ به تركيب برگشت نمىكند. اين گونه نيست كه نور قوى و ضعيف داراى جنس مشتركى باشند و نور قوى داراى فصلى به نام «قوّت» و نور ضعيف داراى فصلى به نام «ضعف» باشد. بلكه در كلّى مشكك، مابهالاختلاف بين افراد، عين مابهالاشتراك آنهاست و مانند انسان و بقر نيست كه مابهالاشتراكشان غير از مابهالاختلاف آنهاست. عنوان «وجود» نيز از اين قبيل است. وجود با اين كه حقيقتى بسيط است [٤] ولى در عين حال هم در واجب الوجود تحقق
[١]- معالم الدين، ص ٨٩
[٢]- همانطور كه استحباب، مركب از «اذن در فعل» و «رجحان فعل» و كراهت، مركب از «اذن در فعل» و «رجحان ترك» و اباحه مركّب از «اذن در فعل» و «تساوى فعل و ترك» است.
[٣]- هم احكام و هم موضوعات بسيارى از آنها- مثل صلاة، صوم، حجّ و ...- از امور اعتبارى مىباشند.
[٤]- بسيط بودن وجود، در فلسفه با براهين قطعى ثابت شده است.