اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩١ - مقدّمه سوّم ما ابتدا بايد مثال معروف بحث ترتب را مورد بررسى قرار دهيم سپس از آن نتيجه گيرى كنيم
مقدّمه سوّم: ما ابتدا بايد مثال معروف بحث ترتب را مورد بررسى قرار دهيم سپس از آن نتيجهگيرى كنيم.
در اين مثال گفته مىشود: ما يك مأمور به داريم بنام ازاله نجاست از مسجد و يك مأمور به ديگر بنام اقامه صلاة. حال سؤال مىشود: آيا تزاحم بين صلاة و ازاله نجاست در چه مرحلهاى تحقق دارد؟ روشن است كه اين مزاحمت مربوط به مقام ماهيت و طبيعت نيست، زيرا اگر تزاحم مربوط به ماهيّت باشد، لازمهاش اين است كه تزاحم دائمى و هميشگى بوده و اين دو هيچگاه قابل اجتماع نباشند، همانطور كه مزاحمت بين ناطقيت و ناهقيت اينگونه است. در حالى كه ما مىبينيم در مقام ماهيت، نه تنها مزاحمتى بين صلاة و ازاله وجود ندارد بلكه در بعضى از افراد ماهيت هم مزاحمتى وجود ندارد. مثلًا اگر كسى قبل از وقت نماز يا بعد از خواندن نمازش وارد مسجد شد و مواجه با آلودگى مسجد شد، تكليفى جز وجوب ازاله نجاست از مسجد متوجه او نيست. و يا اگر كسى وارد مسجد شود و متوجه آلودگى مسجد نشود، چه نماز بخواند يا نخواند، تزاحمى در كار نيست. بنابراين تزاحم فقط در ارتباط با بعضى از افراد ماهيت صلاة و ماهيت ازاله تحقق دارد، و آن در جايى است كه بعد از دخول وقت وارد مسجد شود و نماز خود را نخوانده باشد و متوجه نجاست مسجد هم بشود. از اينجا درمىيابيم كه مسأله تزاحم صلاة با ازاله، تزاحمى مقطعى و فردى است و مربوط به بعضى از حالات است، نه اين كه مربوط به ماهيت باشد. ما وقتى در ماهيت انسان به كلمه ناطق به عنوان فصل مميّز برخورد مىكنيم همانجا به معاند توجه كرده و مثلًا مىگوييم: «ناطق در مقابل ناهق است». اما وقتى ماهيت صلاة را بررسى مىكنيم، اصلًا مسأله مزاحمت صلاة با ازاله به ذهن ما نمىآيد. و يا وقتى در باب احكام مسجد، مسأله وجوب ازاله نجاست از مسجد را بررسى مىكنيم، اصلًا مسأله مزاحمت آن با صلاة به ذهن ما نمىآيد.