اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٠ - جواب سوّم از كلام شيخ بهايى رحمه الله
حال با قبول اين مطلب شيخ بهايى رحمه الله كه عبادت نياز به امر دارد، مرحوم آخوند به ايشان مىگويد: شخصى كه يك ساعت بعد از ظهر وارد مسجد شده و بلافاصله مشغول نماز شده چرا نتواند نماز را به داعى امر اتيان كند؟ مگر «أقيموا الصلاة» كنار رفته است؟ ممكن است گفته شود: اين مصداق نمىتواند مأمور به باشد. مىگوييم: آنچه متعلّق امر قرار مىگيرد، طبيعت است نه مصداق. و ما اين مطلب را بحث خواهيم كرد كه اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مىگيرند. حتى در نمازى كه مزاحم با ازاله نيست، ما نماز را به داعى امر متعلّق به طبيعت صلاة مىخوانيم نه به داعى امر متعلّق به همين فرد از صلاة. آنچه مأمور به است، طبيعت و كلّى است نه فرد. در نتيجه در ما نحن فيه هيچ مانعى ندارد كه صلاة را به داعى امر متعلّق به طبيعت صلاة اتيان كند. هرچند ما در عبادت، نياز به داعى امر و وجود امر داشته باشيم. [١] نكته: اين جواب- در واقع- جوابى فى الجملة است يعنى حرف شيخ بهايى رحمه الله را در بعضى از فروض پذيرفته و در بعضى از فروض نپذيرفته است.
جواب سوّم از كلام شيخ بهايى رحمه الله:
اين جواب همان مسأله معروف ترتّب است كه از مسائل مشكل علم اصول است.
ما در اينجا تصويرى از ترتّب به عنوان جواب شيخ بهايى رحمه الله مطرح مىكنيم سپس مسأله ترتب را به طور مبسوط مورد بحث قرار مىدهيم. تصوير مسأله ترتّب كلمه ترتب به معناى طوليت است. يعنى اين دو امر در عرض يكديگر نيستند بلكه در طول يكديگرند. قائل به ترتّب مىخواهد در مقابل شيخ بهايى رحمه الله بگويد: حتّى در جايى كه اهم و مهم هر دو مضيّق باشند- كه در جواب دوم، حرف شيخ بهايى رحمه الله در
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٢١٩ و ٢٢٠