اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٦ - مقدّمه نهم اقسام نهى متعلّق به عبادت
نكند مثل اينكه بعد از خواندن حمد و سوره سجدهدار، سوره ديگرى، غير از سوره سجدهدار هم بخواند نماز او باطل نمىشود. ما از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم: اين مسئله چه ربطى به مسأله «دلالت نهى بر فساد منهى عنه و عدم دلالت آن» دارد؟ اين يك مسأله فقهى است كه اگر جزء يك عبادتى فاسد شد و كسى اكتفاء بر همان جزء فاسد كرد، كلّ عبادت فاسد است و اگر اكتفاء برآن جزء فاسد نكرد، عبادت، فاسد نيست و ربطى به مسأله اصولى ندارد. امّا قسم سوّم، كه نهى به شرط عبادت تعلّق گرفته باشد، مىفرمايد: شرط بر دو قسم است: ١- شرطى كه جنبه عباديّت دارد، مثل وضو براى نماز. ٢- شرطى كه جنبه عباديّت ندارد، مثل ستر عورت براى نماز. مرحوم آخوند مىفرمايد: اگر شرط عبادت، جنبه عباديّت داشت و منهى عنه قرار گرفت، مثل نهى از وضو به آب غصبى، و ما قائل شديم كه نهى از عبادت، اقتضاى فساد عبادت را دارد، وقتى شرط باطل شد، مشروط هم باطل مىشود، پس صلاة نمىتواند صحيح باشد. ما از مرحوم آخوند سؤال مىكنيم: اين چه ربطى به مسأله «دلالت نهى بر فساد منهى عنه و عدم دلالت آن» دارد؟ اين يك مسأله عقلى است كه اگر چيزى را شرط براى چيز ديگر قرار دادند، در صورت بطلان يا عدم تحقّق شرط، مشروط هم نمىتواند به صورت صحيح واقع شده باشد. مرحوم آخوند سپس مىفرمايد: اگر شرط عبادت، جنبه عباديّت نداشت، چنانچه منهى عنه قرار گيرد، مشروطى كه با اين شرط منهى عنه اتيان شده است، باطل نخواهد بود، چون اين شرط عنوان عباديّت ندارد. ما به مرحوم آخوند مىگوييم: اين نيز ربطى به ما نحن فيه ندارد. امّا قسم چهارم، كه متعلّق نهى عبارت از وصف ملازم باشد، مثل اينكه در جايى