اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٤ - مقدّمه هفتم معناى «فساد» چيست؟
ايشان مىفرمايد: صحّت به معناى تماميت، و فساد به معناى نقص است و لغت و استعمالات عرفيّه نيز مؤيّد اين معناست. اما وقتى وارد علوم مختلف مىشويم مىبينيم براى صحّت و فساد در هر علمى معنايى مطرح مىشود كه- به حسب ظاهر- مغاير با معنايى است كه در علم ديگر مطرح مىشود. و از اين بالاتر، در علم واحد نيز گاهى اين مغايرت مشاهده مىشود، مثلًا در علم فقه صحّت در باب عبادات به معناى عدم وجوب اعاده يا قضاء و فساد به معناى وجوب اعاده يا قضاء مىباشد، در حالى كه در باب معاملات، صحّت به معناى ترتّب اثر مقصود از معامله و فساد به معناى عدم ترتّب اثر مقصود از معامله مىباشد. مرحوم آخوند مىفرمايد: تصور نشود كه فقهاء در ارتباط با صحّت و فساد اصطلاح خاصّى در مقابل عرف و لغت دارند. بلكه فقهاء نيز صحّت و فساد را به همان تماميت و نقص بكار مىبرند ولى هدف فقيه از تماميت و نقص عبارت از تشخيص وظيفه مكلّف است، به اين معنا كه مىخواهد بداند آيا مكلّفى كه نمازى را خوانده، اعاده يا قضاى آن نماز بر او لازم است يا نه؟ و در حقيقت، آن اثرى كه در ارتباط با تماميت عبادت براى فقهاء مطرح است، عبارت از عدم وجوب قضاء و اعاده است. بههمينجهت صحّت را به «عدم وجوب اعاده و قضاء» معنا كردهاند. پس صحّت صلاة به معناى تماميت آن است ولى تماميت صلاة به لحاظ آن جهتى است كه با فقه تناسب دارد. در باب معاملات نيز همينطور است. صحّت بيع به معناى تماميت آن است. ولى تماميت بيع، به معناى ترتّب اثر مورد انتظار از بيع- يعنى ملكيت بايع نسبت به ثمن و ملكيت مشترى نسبت به مبيع- است. و ترتّب اثر، لازمه معناى صحّت است و الّا صحّت به همان معناى تماميتى است كه عرف و لغت بكار مىبرند. سپس مىفرمايد: در علوم ديگر نيز همينطور است. مثلًا در علم كلام كه در آن از مبدأ و معاد بحث مىشود، متكلّم مىگويد: «صحّت عبادت، به معناى موافقت امر- يا موافقت شريعت- است»، اين حرف با توجه به اين است كه متكلّم در ارتباط با مبدأ و