اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٨ - مقدّمه ششم آيا نهى مى تواند به عبادت تعلّق بگيرد؟
مقرّبيت ذاتى آن ندارد. منافات در جايى است كه هر دو مربوط به ذات باشند. بنا بر اين ما بايد ببينيم آيا اين مبغوضيّت- كه حرمت، كاشف از آن است- با مقرّبيت سازگار است يا نه؟ در نهى نفسى، مبغوضيّت با مقرّبيت سازگار نيست ولى در نهى غيرى منافاتى بين مبغوضيّت و مقرّبيت وجود ندارد. صلاة، عبادت است و هيچ كمبودى در جهت مقرّبيّت ذاتى آن وجود ندارد، هرچند- به عنوان مقدّميت براى ترك ازاله- يك مبغوضيّت غيرى براى آن پيدا شده است. در نتيجه دليل قائلين به اقتضاى فساد نمىتواند در اينجا پياده شود، و نهى غيرى خارج از محلّ نزاع است و حقّ با محقّق قمى رحمه الله است.
آيا نهى تبعى هم داخل در محلّ نزاع است؟
يكى از تقسيماتى كه در ارتباط با واجب مطرح بود تقسيم آن به اصلى و تبعى بود. در آنجا گفتيم: «واجب غيرى هم مىتواند اصلى باشد و هم مىتواند تبعى باشد ولى واجب نفسى داراى دو حالت نيست و فقط به عنوان واجب اصلى مطرح است».
نهى غيرى هم در رديف واجب غيرى است. در اينجا- اگر همانند مرحوم آخوند- نهى غيرى را داخل در دايره نزاع بدانيم، اين بحث مطرح مىشود كه آيا بين نهى غيرى اصلى با نهى غيرى تبعى فرقى وجود دارد يا هر دو داخل در محلّ نزاعند؟ ولى طبق مبناى ما كه نهى غيرى را خارج از محلّ نزاع دانستيم، جايى براى اين بحث وجود ندارد، چون مسأله اصلى و تبعى بودن در ارتباط با نهى غيرى مطرح است.
مقدّمه ششم: آيا نهى مىتواند به عبادت تعلّق بگيرد؟
در ابتداى بحث اشاره كرديم كه هرچند كلمه «شىء» در عنوان بحث اطلاق دارد و همه اشياء حتّى شرب خمر را نيز دربر مىگيرد ولى ذيل عبارت كه مسأله فساد را