اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢ - كلام حضرت امام خمينى رحمه الله در مورد متضادّين
اكنون به سراغ ما نحن فيه مىآييم و مىگوييم: آيا قضيهاى كه در اينجا تشكيل مىدهيد به چه صورت است؟ قائلين به اقتضاء مىگويند «عدم أحد الضدين مقدّمة لوجود الضدّ الآخر». مرحوم قوچانى مىگفت: «عدم أحد الضدّين متّحد رتبة مع الضدّ الآخر». امام خمينى رحمه الله مىفرمايد: شما قضيّه را به هريك از دو صورت فوق درست كنيد، بنا بر قاعده فرعيّت، بايد موضوعْ واقعيت داشته باشد. موضوع در اين دو قضيّه، «عدم أحد الضدّين» است. و عدمْ نمىتواند واقعيتى داشته باشد. نه واقعيت خارجى و نه ذهنى و نه نفس الأمرى. مخصوصاً بنا بر آنچه محقّقين قائلند كه اصالت را براى وجود قائلند و ماهيت را امرى اعتبارى و منتزع از وجود مىدانند. اين اشكال به هر دو گروه وارد است. ممكن است گفته شود: ما در فلسفه از اين بالاتر را هم داريم. در فلسفه مىگويند: «وجود العلة علّة لوجود المعلول و عدم العلة علّة لعدم المعلول». [١] ملاحظه مىشود كه در ناحيه عدم، نه تنها قضيه موجبه تشكيل شده است بلكه براى عدم، علّيت هم قائل شدهاند. پس چه مانعى دارد كه ما بگوييم: «عدم أحد الضدين مقدّمة للضدّ الآخر»؟ در پاسخ مىگوييم: عبارت «عدم العلّة علّة لعدم المعلول» واقعيتى ندارد. چگونه مىشود عدم العلة كه خودش عدم است مؤثر در عدم ديگر- يعنى عدم معلول- باشد.
[١]- بداية الحكمة، ص ٢٦