اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤١ - نظريه اول جواز اجتماع امر و نهى
خود طبيعت انسان است. بههمينجهت قضيّه «الإنسان موجود» قضيّه ضروريه است ولى نه قضيّه ضروريه بشرط محمول. توضيح: قضيّه ضروريه بر دو قسم است: ١- قضيّه ضروريه به اين معنا كه ثبوت محمول براى موضوع بديهى و واضح است، مثل «الإنسان حيوان ناطق». ٢- قضيّه ضروريهاى كه در آن محمول را قيد براى موضوع قرار دهيم، در اين صورت، ثبوت محمول براى چنين موضوعى ضرورى خواهد بود. قضيّه «زيد كاتب» قضيّه ضروريه نيست، امّا قضيّه «زيد الكاتب كاتب» قضيّه ضروريه است و از آن به «قضيّه ضروريه به شرط محمول» تعبير مىشود. اكنون مىگوييم: در قضيّه «الإنسان موجود»، اگر موضوعْ نفس طبيعت باشد، اين قضيّه، قضيّه ضروريه به شرط محمول نخواهد بود، چون نسبت وجود و عدم در ارتباط با ماهيت يكسان است. امّا اگر موضوع را مقيّد به وجود كنيم، يك وقت آن را مقيّد به وجود ذهنى و يك وقت مقيّد به وجود خارجى مىكنيم و در هريك از اين دو صورت، يك وقت مراد از محمول، «موجود در ذهن» است و يك وقت «موجود در خارج»، كه چهار صورت پيدا مىشود: الف- «الإنسان المقيّد بالوجود الذهني موجود في الذهن»، اين قضيّه، قضيّه ضروريه به شرط محمول است. ب- «الإنسان المقيّد بالوجود الخارجى موجود في الخارج»، اين قضيّه نيز قضيّه ضروريه به شرط محمول خواهد بود. ج- «الإنسان المقيّد بالوجود الذهني موجود في الخارج» چنين قضيّهاى محال است، زيرا انسان مقيّد به وجود ذهنى، نمىتواند در خارج وجود داشته باشد، چون وجود ذهنى و وجود خارجى قسيم يكديگرند و بين آنها تباين وجود دارد. د- «الانسان المقيّد بالوجود الخارجي موجود في الذهن»، اين نيز محال است، زيرا موجود خارجى- با ابعاد جسمى و خصوصياتى كه دارد- نمىتواند در ذهن تحقّق پيدا