اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٩ - اشكال در مورد واجب مضيّق
تضييق واجب است. ٢- در واجبات موسّع، بيش از يك تكليف نداريم و آن «وجوب اقامه صلاة بين زوال تا غروب» است و اين تكليف- در ارتباط با الزام شارع- جنبه تعيينى دارد. امّا تخيير بين اين كه نماز را در اوّل وقت بخوانيم يا در وسط و يا در آخر آن، تخيير عقلى است. به تعبير مرحوم آخوند: همانطور كه بين افراد عَرْضيّه واجب- مثل اين كه در اوّل وقت، نماز را در اين مسجد يا آن مسجد يا منزل و ... بخوانيم- تخيير عقلى وجود دارد بين افراد طولى و تدريجى آن نيز- كه نماز را در اوّل وقت بخوانيم يا در وسط يا آخر- تخيير عقلى وجود دارد. عقل وقتى ملاحظه مىكند كه ظرفيت زمانيهاى كه شارع قيد براى مأمور به قرار داده، بيش از زمان مورد نياز واجب است، حكم به تخيير مىكند و اينجا ربطى به تخيير شرعى در مثل خصال كفّاره ندارد.
اشكال در مورد واجب مضيّق
بعضى در مورد واجب مضيّق اشكال كرده و تصوير آن را محال دانستهاند و گفتهاند: «مولا چگونه مىتواند ابتداى زمان را با اوّل فعل و انتهاى زمان را با آخر فعل تطبيق دهد؟» پاسخ اشكال اوّلًا: مستشكل خيال كرده كه مولا يك مولاى غير مطلع است. در حالى كه فرض بحث ما مولاى عالم و حكيم است. ثانياً: همه واجبات به يك صورت نيستند. مثلًا در مورد نماز ممكن است انسان فكر كند كه براى يك نماز دو ركعتى نمىتوان ظرف زمانى مضيّق در نظر گرفت، به گونهاى كه ابتداى نماز بر اوّل آن زمان و انتهاى نماز بر آخر آن تطبيق كند، مخصوصاً با توجّه به اين كه نحوه نماز خواندن مكلّفين- از جهت سرعت و كندى و ...- با هم فرق دارد. امّا در مورد روزه چه مانعى دارد؟ اين مسئله حتى در مورد عقلاء و موالى غير