اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٠ - احتمال اوّل مقصود از طبايع، ماهيات و حقايق و مقصود از افراد، وجودات طبيعت باشد
اساسىترين مسائل فلسفه مطرح است و آن اين است كه آيا اصالت مربوط به وجود است يا مربوط به ماهيت؟ قائلين به اصالة الماهيّة معتقدند: اوامر و نواهى به ماهياتْ متعلّق است. و قائلين به اصالة الوجود معتقدند: اوامر و نواهى به وجوداتْ تعلّق مىگيرند. بررسى احتمال اوّل امورى وجود دارند كه مبعّد اين احتمال مىباشند: امر اوّل: اين احتمال با عنوان محلّ بحث سازش ندارد، زيرا بنا بر اين احتمال بايد عنوان بحث اين باشد كه «آيا اوامر و نواهى به ماهيات تعلّق مىگيرد يا به وجودات؟» در حالى كه در عنوان اصولى اين بحث، كلمه «وجودات» ذكر نشده بلكه «افراد» مطرح شده است و «افراد» عبارت از «وجودات به انضمام خصوصيات فرديّه» است. امر دوّم: بنا بر اين احتمال، بحثْ از اصولى بودن خارج شده و به بحثى فلسفى مبدّل خواهد شد. البته نتايج اين بحث فلسفى در ارتباط با اوامر و نواهى ظاهر مىشود و قائلين به اصالة الماهيّة مىگويند: «اوامر و نواهى به ماهيات تعلّق مىگيرد». امّا قائلين به اصالة الوجود معتقدند اوامر و نواهى به وجودات تعلّق مىگيرد. در حالى كه ظاهر از طرح اين مسئله در علم اصول اين است كه اين مسئله در ارتباط با علم اصول است نه اين كه مبتنى بر مسألهاى فلسفى باشد. امر سوّم: مرحوم آخوند و جمعى ديگر، با وجود اين كه قائلند: «اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مىگيرد» تصريح مىكنند كه در اين مسئله فرقى نمىكند كه ما قائل به اصالة الماهية شويم يا قائل به اصالة الوجود. [١] از اينجا معلوم مىشود كه ما نحن فيه غير از مسأله اصالة الوجود و أصالة الماهية است.
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٢١- ٢٢٤، مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ٦٥، نهاية الأفكار، ج ١، ص ٣٨١