اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٠ - ٢- بحث در مقام اثبات
مشهور در پاسخ مىگويد: «ما از راه ترتب مىخواهيم استحاله طلب ضدّين در آنِ واحد را بر طرف كنيم، زيرا اگر امر به ازاله و امر به صلاة، مطلق و در عرض هم باشند و بين آن دو هيچ طوليت و ترتبى وجود نداشته باشد، ممتنع است كه مولا در آنِ واحد هم ازاله را مأمور به قرار دهد و هم صلاة را، بدون اين كه هيچ قيد و شرطى وجود داشته باشد. زيرا بين ازاله و صلاة، تضاد وجود دارد و اجتماع آن دو در آنِ واحد ممكن نيست. ولى از راه ترتب و طوليت، اين استحاله برداشته مىشود، زيرا بنا بر ترتب، امر به اهم به صورت واجب مطلق بوده و امر به مهم به صورت واجب مشروطى خواهد بود كه شرط آن، متأخر از امر به اهمّ است». ما در پاسخ مىگوييم: «برفرض كه ما مسأله ترتب را از جهت مقام ثبوت بپذيريم، ولى شما با مطرح كردن ترتب نمىتوانيد راهى براى جلوگيرى از استحاله امر به ضدّين در آنِ واحد پيدا كنيد». بيان مطلب: در اين كه آيا شرط امر به مهم چيست؟ مرحوم آخوند دو احتمال مطرح كردند: ١- عصيان خارجى و نفس معصيت واقعى. [١] ٢- عزم بر عصيان. [٢] آيا عصيان خارجى چگونه تحقّق پيدا مىكند؟ با توجه به اين كه حكم وجوب در مسأله ازاله به صورت «فوراً ففوراً» است و- با قطع نظر از مسأله صلاة- اگر كسى وارد مسجد شد و متوجه آلوده بودن مسجد به نجاست شد، «أزل النجاسة عن المسجد فوراً» به او متوجّه مىشود و اگر اين را مخالفت كرد «ففوراً» گريبان او را مىگيرد و چنانچه اين را هم مخالفت كند، «ففوراً»
[١]- اين احتمال، خود داراى دو احتمال است كه در اين صورت مجموع احتمالات، سه احتمال مىشود.
[٢]- بعضى از آن به «تلبس به عصيان» و بعضى به «شروع در عصيان» تعبير كردهاند كه مراد همان اوّلين مرحله تحقّق عصيان است كه عبارت از عزم بر عصيان مىباشد.