اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٠ - رجوع به بحث ترتب
كه قبلًا نماز خود را خوانده و وارد مسجد مىشود و ملاحظه مىكند مسجد آلوده به نجاست است. در اين صورت فقط يك خطاب عام «أزل النجاسة» شامل او مىشود.
در اينجا چنانچه قدرت بر ازاله داشته باشد، بايد ازاله را انجام دهد و در مخالفت با «أزل النجاسة» هيچگونه عذرى ندارد. امّا اگر علم به تنجّس مسجد نداشت و يا اگر عالم بود، قدرت ازاله را نداشت، هرچند تكليف شامل حال اوست ولى در مخالفت با آن معذور است. حكم اين صورت روشن است و بحثى ندارد. صورت دوّم: اين است كه مكلّف در مقابل دو تكليف واقع شده است و اهميت اين دو تكليف در نظر شارع يكسان باشد مثل اين كه با دو نفر غريق روبرو شود.
روشن است كه در اينجا اگر قدرت بر انجام هر دو تكليف داشته باشد، هر دو تكليف گريبان او را گرفته و در مورد هيچكدام از آن دو، عقلْ حكم به معذوريت نمىكند. ولى اگر تنها قادر بر نجات دادن يكى از اين دو تكليف است، در اينجا اگر قدرت خود را در مورد آن صرف كند، تكليف مولا را نسبت به آن مورد امتثال كرده و عقلًا استحقاق ثواب دارد. امّا نسبت به تكليف ديگر كه انجام نداده معذور است. بله اگر با وجود قدرت بر نجات دادن يكى از اين دو، مسامحه كرد و هيچكدام را نجات نداد، عقلْ او را مستحق عقوبت مىداند. حال در اينجا بحث مىشود كه آيا اين شخص دو استحقاق عقوبت دارد يا يك استحقاق عقوبت؟ ظاهر اين است كه دو استحقاق عقوبت در كار است، هرچند او بيش از يك قدرت نداشت، [١] زيرا ما تكاليف را به طور مستقل حساب مىكنيم. مسأله انقاذ زيد و انقاذ عَمرو به عنوان دو تكليف مستقل مطرح است و هر دو مشمول خطاب عام است. در اين صورت اگر از مكلّف سؤال كنيم چرا زيد را نجات ندادى؟ نمىتواند بگويد: «من قادر بر نجات زيد نبودم» پس چون او قدرت بر نجات زيد داشته مستحق عقوبت است. در مورد عَمرو نيز همينطور است. زيرا اولويت و تقدّم و تأخّرى در كار نبوده است و همان دليلى كه لزوم انقاذ زيد را به نحو عام شامل
[١]- بلكه اگر اين قدرت را صرف يك معصيت كند، سه استحقاق عقوبت در كار است.