تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٥ - روايت
٣ - انكار از روى نادانى به اهميت انكار
٤ - منفى گرايى ناشى از خوشايند بودن ابراز شخصيت .
مانند ساير مضار غير اختيارى خللى بر پاكى شخصيت منكر و يا به بىطرفى او در موضوع مورد اعتقاد وارد نمى سازد .
٣ - انكار از روى نادانى به اهميت انكار - گروهى هستند كه به اصطلاح معمولى منفى بافند و از قضاياى مثبت چه عموما و چه در خصوص موارد معينى فرار مى كنند .
نه گفتن اينان مانند آرى گفتن كسانى كه همواره در همهء قضايا قيافه مثبت به خود مى گيرند ، كاملًا بىارزش بوده شايستگى ورود به حوزه منطقى زندگى ندارند . متاسفانه اين سبك مغزى گروه فراوانى را در هر عصر و جامعهاى مبتلا ساخته است .
اگر اين پديدهء منفى گويى و منفى گرايى به سطوح عميق روان نفوذ كند ، تدريجا به بيمارى روانى تبديل گشته ، زندگى شخص را دچار اختلالات روانى مى سازد ، زيرا مبارزه با واقعيتها اندازهء معينى دارد .
آسيب اين منفى گرايى و منفى بافى موقعى شديد مى شود كه مرز واقعيتهايى را كه با شوخىها و بىاعتنايىها مى توان ناديده گرفت و واقعيتهايى كه شوخى پذير نبوده و بىاعتنايى به آنها حقايق را مختل و در نتيجه روان آدمى را دچار بيمارى مى كند ، از بين برداشته شود ، مثلًا براى آن شخص انكار يك قلم روى ميز همان اهميت را داشته باشد كه انكار هدف زندگى .
٤ - منفى گرايى ناشى از خوشايند بودن ابراز شخصيت .
عدهء خيلى فراوانى را مى بينيم كه در اين دورانها انكار مقدارى از واقعيات را وسيلهء اثبات شخصيت بديگران تلقى كرده ، قيافهء بزرگ منشى به خود گرفته و با باز كردن قيود حقايقى كه براى گروه هاى ديگر ثابت شده است ، از دست و پاى خويش ، برترى خود را برخ مردم مى كشند .
اين ناتوانان قافلهء بشريت انكارهاى پى در پى خود را در بارهء ثابت شده ها مى آرايند