تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٧ - هشيارى و انديشهء ميخكوب كننده چه معنا دارد ؟
بسيار خوب ، پس چرا صدها ميليارد بودجه و واحد انرژيهاى مختلف عضلى و فكرى خود را در اين راه آتش مى زنيد و خاكسترش مى سازيد آيا مى دانيد كه ميليونها چشمه سار زلال حيات آدميان در راه تحصيل هستى و تخدير و ناهشيارى شما بخار مى شود و بهوا مى رود و هدر مى شود ؟ و نتيجهاى هم جز از ياد بردن خود براى چند لحظه ببار نمى آورد ، جز اين كه بهدر دادن آب زلال حيات انسانها را در راه هستىها و ناهشيارىهاى شما مشروع و قانونى قلمداد كند پس بياييد - بار ديگر حيات انسانى را براى خود مطرح كنيم . و با پيدا كردن عوامل شكوفان شدن و انبساط همان حيات ، به اين گرد و خاك پاشيدن روى آب زلال چشمه سار حيات خاتمه بدهيم .
اگر درست دقت كنيد ، خواهيد ديد موقعى كه حواس و مشاعر و انديشهء شما به هيچ موضوعى چه درونى و چه برونى اشتغال ندارد ، و اعضاء بدن شما از هيچ عاملى رنج نمى برد ، آب زلال حيات شما به طور طبيعى در جريان است .
در اين حال يك صداى بىنياز از موج و در نهايت لطافت بشما مى گويد : آرى ، اين جريان لازم است و بايد شما در حفظ اين جريان تا آخرين حد ممكن كوشا باشيد و شما اين توانايى را در دست داريد كه اين جريان را بهرطرف كه بخواهيد رهبرى كنيد ، ولى اين نكته را متوجه باشيد كه اين آب زلال را بهر طرف بكشانيد در همهء مسير اين آب موادى قرار گرفته است كه مقدارى مناسب از آن را به خود جذب مى كند ، و محصولى مخصوص به خود به وجود مى آورد .
هيچ يك از موادى كه سد راه جريان آب قرار گرفته است ، ضد و مزاحم جريانش نيست . بلكه اين شما مير آب هستيد كه از هر يك از مواد سر راه آب محصولى را توقع مى داريد كه بزرگ مى شود و بشكل سد پولادى در مقابل جريان آب قرار مى گيرد .
دليلش اين است كه آن انسانها كه با فطرت سالم و وجدان پاك در صدد انسان شناسى و جهان سازى بر مى آيند هيچ يك از فراز و نشيبهاى اين شناخت و دريافت ، سد راه