تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - تفسير ابيات
زيركى و مكر پردازى در اين راه مانند شناكردن در اقيانوس است كه كمتر كسى مى تواند از اين كار زنده بيرون آيد . در پهنهء اين اقيانوس بىكران شناورى را رها كن و كبر و كينه را از خود بر طرف ساز ، اين اقيانوس است ، رودخانه و جيحون نيست .
تو بىپروا وارد اين اقيانوس ژرف و بىكران مى گردى -
وانگهان درياى ژرف و بىپناه در ربايد هفت دريا را چو كاه
براى عبور از اين اقيانوس بىساحل خواص انسانى ، كشتى از عشق ساخته و بر آن نشستهاند . اين اغلب رو به نجات است و بندرت در معرض آفت قرار مى گيرد . برو -
زيركى بفروش و حيرانى بخر زيركى ظن است و حيرانى نظر عقل قربان كن به پيش مصطفى حسبى الله گو كه الله كفى
مانند كنعان فرزند نوح مباش كه نفس فريبش داد و از كشتى سرباز زد و گفت : روى كوه مرتفع مى روم و منت ترا اى نوح نمى كشم ، اى كنعان باز ماندهء از رشد انسانى ، چطور مى خواهى ممنون نوح نباشى در حالى كه خدا سپاس گزار او است تو اى فريب خوردهء پر حسد ، شايستگى آن را ندارى كه بفهمى منت گذاشتن سزاوار اوست .
اى كاش ، فرزند نوح آن شنا كردن را نمى دانست ، و بان دانش محدود فريبا قانع نمى گشت و چشم اميد بكشتى پدرش نوح مى دوخت .
اى كاش ، آن بىنواى بد بخت مانند طفل شير خوار به مكر پردازىها نادان بود تا به مادر پناهنده مى شد و حيات خود را نجات مى داد . اى كاش اين فريب خوردگان دانشهاى منعكس از ديگران از اين دانشها پر نبود ، تا علم وحى دل را از اولياء الله مير بودند .
تفاوت مرد مسيحايى اولياء الله با اين دانشهاى حرفهاى تفاوت ميان تيمم به خاك و وضو از آب است ، براى اين كه از حماقت كنونيت رهايى يابى ، خود را به