تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - تفسير ابيات
جنگ و پيكار بسر ميبرند ، اين خاك باطنى چون گوهر و ظاهرى چون سنگ دارد .
ظاهر و صورت خاك مى گويد : ما همين شكل و صورتيم كه ديده مى شود ، باطنش مى گويد : پيش و پس و عمق و ارتفاع را ببين - ظاهر خاك منكر عظمت باطن گشته و مى گويد : در باطن چيزى وجود ندارد ، باطنش مى گويد : كه باش تا بتو نشان بدهيم كه حقيقت پشت پرده چيست .
بدين سان ظاهر و باطن زمين با يكديگر در ستيزه و تكاپو بسر برده و از ادامه و تحمل اين جنگ و پيكار نتيجه ى پيروزى را خواهند گرفت . ما از اين خاك ترش رو و تيره صورتها پديده مى آوريم و خنده هاى پنهانىاش را نمودار مى سازيم . بظاهر اين خاك بىفروغ و اندوهبار منگر ، زيرا صد هزاران خنده ها در درون اين خاك مخفى شده است .
ما همان خداى روشن كنندهء اسرار هستيم كه كار ما برداشتن پرده ها از روى حقايق مخفى است . دزد بىنوا براى انكار دزدىهايش سخت مقاومت مى كند ولى بازپرس با فشار شكنجه او را وادار به اقرار خواهد كرد . اين خاكها را كه مى بينى فضل و عظمتها دزديدهاند و ما با انداختن آن خاكها به جريان آزمايشات آنها را به اعتراف وادار خواهيم ساخت . اين خاك كهنسال فرزندهاى شگفت انگيز فراوانى زاييده است ولى دردانهء تو محمد صلى الله عليه و اله شگفت انگيزتر و با عظمتتر از همهء آنان است . آرى - شد زمين و آسمان خندان و شاد كاين چنين شاهى ز ما دو جفت زاد آسمان بلند از شادمانى مى شكافد و خاك تيره از آزاد شدن آن كودك از مجراى خاك چون سوسن گشته است .
اى خاك خوش سيرت ظاهرت با باطنت در جنگ و كشمكش هستند . هر كسى كه در راه حق به تكاپو مى افتد معناى عالى او در خصومت با بو و رنگ و مظاهر ناپايدار پيروز مى گردد . ظلمت اين اشخاص با انوارشان به كشتار بر مى خيزند و بالاخره