تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٦ - بيان آيه كريمه يا ايها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدى الله و رسوله
اين اندرز حادث ، در حكم ازلى خداوندى ( مهر ناشنوايى ) اثرى نخواهد كرد . [١] من اين نصايح را باميد آن كه كنعان نيستى مى گويم .
تو در پايان كار به انحراف خود اقرار خواهى كرد از اكنون بكوش تا پايان كارت را ببينى .
تو كه مى توانى آخر بين باشى ، ديده عاقبت بينت را كور و فرسوده مساز . كسانى كه در اين زندگانى عاقبت بينند در راه رفتن هر لحظهاى نمى لغزند .
اگر تو نمى خواهى كه راه زندگى را افتان و خيزان سپرى كنى از خاك پاى مردان حق چشم خود را تيز بين كن . اگر خاك پاى آنان را سرمه چشم خود سازى ، به زندگى اوباش و پليدان روزگار پايان خواهى داد .
از اين پيروى و احساس نياز ، اگر سوزن ناچيزى باشى به ذو الفقار تبديل خواهى گشت .
برو خاك پاى بر گزيدگان را سرمهء ديده گانت ساز تا ديدهء طبيعىات را بسوزانى و ديدهء الهى باز كنى چنان ديده ور گردى كه از آغاز هستى تا انجام آن را دريابى .
[١] چنان كه در آيهء پيش از « ختم الله على قلوبهم » آمده است : مهر بر دل و گوش ، معلول كفر ورزيدن كه حادث است ، نه عقل و وجدان و نه منابع نقلى معتبر كفر و مهر را ازلى معرفى نمى كند . .