تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٦ - روايت
( قوم موسى پس از رفتن او از وسايل زينت خود گوسالهاى را اتخاذ كردند كه تنها جسد بىشعورى بود كه صدايى داشت ، آيا آنان نمى ديدند كه گوساله با آنان سخن نمى گويد و آنان را براهى هدايت نمى كند گوساله را اتخاذ كردند و از ستمكاران بودند ) .
« قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ . قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِه فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ اَلرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَكَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي » ٢٠ : ٩٥ - ٩٦ . [١] ( حضرت موسى به سامرى گفت : اين چه كارى است كه كردى ؟ گفت : من چيزى را ديدم كه مردم آن را نمى ديدند ، من مشتى از اثر ( جاى پاى ) رسول ( جبرئيل ) بر داشتم و در مجسمهء گوساله انداختم ، و بدين سان نفس من اين كار را كه كردهام بمن بياراست ) .
« قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ » ٣٨ : ٧٦ . [٢] ( شيطان گفت : من از آدم بهترم زيرا تو مرا از آتش و آدم را از گل آفريدى . ) روايت طوبى لمن ذلت نفسه . [٣] ( خوشا به حال كسى كه نفس او ذليل و رام شده باشد )
[١] سوره طه ، آيهء ٩٥ و ٩٦ . .
[٢] سوره ص ، آيهء ٧٦ . .
[٣] همه اين روايت با سندش در گذشته ذكر شده است . .