تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦ - دو - مرحلهء انديشهء ناب
يا ناخود آگاه مى انديشند و نتيجه مى گيرند و مقدمات را براى انديشه فراهم مى سازند ، لذا در سر تا سر مثنوى به استدلال و استنتاج و بهره بردارى از واحدهاى خام انديشه كه به وسيلهء انديشمندان قرون و اعصار گذشته در سطح فرهنگ بشرى تثبيت شده است مى پردازد .
جلال الدين همين نكته را متوجه شده با فروتنى كاشف از گنجايش روحى فوق العادهء چنين بيان مى كند .
هين بگو تا ناطقه جو مى كند تا به قرنى بعد ما آبى رسد گر چه هر قرنى سخن نو آورد ليك گفت سالفان يارى كند
يعنى اى جلال الدين امروز از بيان حقايق امتناع مى ورزد و محصول فعاليتهاى روانيت را به بشريت عرضه كن ، اگر هم امروز كسى نتواند گفته هاى ترا هضم كند قرنى يا قرنها بعد فرا مى رسد كه گفته هاى ترا خواهند فهميد . امروز بكوش و براى نو آوردن قرون و اعصار آينده موادى را تهيه ، و در واقع يا بىكمك و مساعدتشان كن .
دو - مرحلهء انديشهء ناب [١] در تعريف اين مرحله از انديشه ، چيزى جز اين نتوان گفت كه عبارت است از گرايش عمل مغز يا روان آدمى به دريافت واقعيات بدون تقيد به قوانين و اصول تثبيت شده ، كار مغز يا روان در اين مرحله درست شبيه به موج شفافى است كه از چشمه سار زلال سر مى كشد و مى خواهد صورتى از آن چه كه در دسترس اوست در خود منعكس بسازد .
اين مرحله از انديشه جريان مستمرى دارد كه وابسته بحركت ديناميسم اصل حيات آدمى است كه نخشكيده است . جلال الدين از اين مرحلهء انديشه ، حد
[١] انديشه ناب دو رويه دارد . رويهء مجاور با مرحلهء نيروى واقع يابى و رويه مجاور انديشهء قانونى . در حقيقت انديشه ناب حد وسط ميان دو مرحله مزبور است كه به قول جلال الدين : پيمانه ايست اين جان پيمانه اين چه داند از عرش مى ستاند بر فرش مى فشاند .