تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٨ - خشم كردن پادشاه بر نديم و شفاعت كردن شفيع آن مغضوب عليه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او را قبول كردن و رنجيدن نديم از شفيع كه چرا شفاعت كردى
آيه
روايت
تفسير ابيات
آيه « وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى ٨ : ١٧ » . [١] ( تو آن يك مشت ريگ را به سوى كفار نيانداختى ، بلكه خدا انداخت ) .
« وَعَلَّمَ آدَمَ اَلأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى اَلْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ٢ : ٣١ » [٢] ( و خداوند همهء اسماء را به آدم تعليم فرموده سپس آنها را به فرشتگان نشان داد و فرمود اگر راست مى گوييد ، نام اين موجودات را بمن خبر بدهيد . ) روايت « لى مع الله وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل » [٣] ( لحظاتى من با خدا دارم كه نه فرشته مقرب و نه پيامبر مرسل نمى تواند گنجايش آن حال و لحظات را داشته باشد . ) تفسير ابيات پادشاهى به هم صحبتش خشمگين گشت و خواست دود از دودمانش بر آورد و گرد از هستيش . شمشير از غلاف كشيد تا به سزايش برساند .
هيچ كس را ياراى ممانعت نبود ، و كسى توانايى شفاعت آن مجرم را پيش پادشاه نداشت ، مگر شخصيتى بنام عماد الملك كه از خواص پادشاه بود ، مانند پيامبر اكرم كه با عظمتترين و آخرين شفاعتگران است ، بر خاست و فورا در حضور شاه به سجده افتاد و در همان دم شاه شمشيرى را كه از روى قهر و غضب كشيده بود كنار گذاشت و گفت اگر مجرم شيطان هم باشد من او را بخشيدم و جرمش را پوشيدم ، زيرا پاى مثل تو شخصيتى بميان آمده و شفاعت كرد ، من به آن مجرم رضايت دادم ،
[١] سوره الانفال ، آيهء ١٧ . .
[٢] سوره البقرة ، آيهء ٣٢ . .
[٣] اين حديث را متصوفه نقل كردهاند و مأخذ آن ثابت نشده است . ولى از نظر معنى اشكالى در آن ديده نمى شود . .