تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٩ - خداوند با هيچ كس خويشاوندى ندارد هر كسى همت عالى انسانى را خود كسب مى كند
((٢٩١٣)) واهب همّت خداوند است و بس همت شاهى ندارد هيچ خس
((٢٩١٤)) نيست تخصيص خدا كس را به كار مانع طوع و مراد و اختيار
((٢٩١٥)) ليك چون رنجى دهد بد بخت را او گريزاند به كفران رخت را
((٢٩١٦)) نيك بختى را چو حق رنجى دهد رخت را نزديكتر وامى نهد
خداوند با هيچ كس خويشاوندى ندارد هر كسى همت عالى انسانى را خود كسب مى كند جلال الدين در چند بيت مورد تحليل مضمون و استدلال بسيار عالى مى آورد كه مى تواند بهانه جويى و تسليت پردازىهاى بىاساس مردم خود پرور را تباه بسازد .
مضمون اين است كه خداوند متعال در كارهاى خود ، هيچ كس را به كس ديگر تخصيص و ترجيح نمى دهد ، خداوند مانع اراده و اختيار انسانها نيست . اين كه مى بينيد بعضى از افراد از نعمت بسيار با ارزش همت برخوردارند ، اگر چه عنايت كننده اش خدا است ، و خود انسان ناچيزتر از آن است كه از مشتى رگ و پوست و استخوان محصولى بنام همت انسانى والا استخراج كند ، ولى سبب و شايستگى آن عنايت را خود آن افراد تحصيل كردهاند .
سبب اساسى به دست آوردن ، تن به ناملايمات و رنجها و ناگوارىها دادن است كه به اراده و اختيار انسانى صورت مى گيرد ، زيرا طبيعت معمولى آدمى جلب سود و ملايمات و خوشايندها است و تن به ناملايمات دادن به عاملى ما فوق طبيعت آدمى نيازمند است .
اين مردم سود جو هم مى خواهند داراى همت عالى باشند و هم هيچ گونه تلخى و ناخوشايندى سراغشان را نگيرد