تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٦ - هنر براى هنر و هنر براى انسان دو پديدهء متضاد نيستند
سبب شده است كه به بهانهء مطلوبيت هنر براى هنر هر گونه هرزه نمايى را هنر تلقى كرده و موجب سقوط بشر به آن پستى گردد كه وقتى بحث از هنر مى رود ، خردمندان واقع نگر روى گردان شوند و بگويند : همهء مردم هنرمند هستند و ايجاد هنر احتياجى به نبوغ ندارد ، زيرا كافى است كه شخص تمام اصول و مقررات عالى انسانى را لگدمال كند و دست به شلوارش ببرد براى توضيح اين حقيقت كه ما هنر براى هنر را جدا از هنر براى انسان نمى دانيم ، بلكه در تفسير معناى هنر عنصر انسانى را در نظر مى گيريم .
ما در مبحث گذشته اين عبارت را گفتيم كه :
« نبوغ هنرى مانند ساير نبوغها يكى از پر ارزشترين بلكه ضرورىترين سرمايه هاى انسانى است كه مى تواند در اشكال و ميانهاى گوناگون پيش رفت قافلهء بشرى موثرترين نقش را بعهده داشته باشد .
اين نوابغ هنرى با تجسيم ايده آلهاى انسانى و طرق وصول به آن ايده آلها و نمودار ساختن طرق تقليل آلام و ناگوارىها شايانترين خدمات انسانى را مى توانند بعهده بگيرند » .
ما مى گوييم : اثر هنرى پديده ايست كه از يك انسان بروز مى كند . اين انسان هنرمند همان موجود است كه در انديشه ها و لذايذ و آلام و خوشىها و ناخوشىها با افراد ديگر انسانها شركت داشته است .
نبوغ و به وجود آمدن شرايط فعاليت آن نبوغ توانسته است انسان هنرمندى را به وجود بياورد .
بدين جهت هيچ اثر هنرى نمى تواند از عنصر انسانى به طورى تجريد شده و بر كنار بوده باشد كه به كلى از انسان گسيخته باشد . بنا بر اين يك اثر هنرى عبارت است از نمودارى جالب از واقعيات انسانى كه نبوغ و احساس يك فرد بنام هنرمند ، حذف و انتخابى در آنها به عمل آورده است .