تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٩ - منازعت كردن اميران عرب با رسول خدا صلى الله عليه و آله كه ملك را مقاسمه كن تا نزاعى نباشد و جواب مصطفى صلى الله عليه و آله كه من مأمورم درين امارت و بحث ايشان از طرفين
تمامى حديث موسى عليه السلام در تقريع و توبيخ فرعون
تفسير ابيات
تمامى حديث موسى عليه السلام در تقريع و توبيخ فرعون
((٢٨٠٢)) گر تو را عقليست كردم لطفها ور خرى آوردهام خر را عصا
((٢٨٠٣)) آن چنان زين آخورت بيرون كنم كز عصا گوش و سرت پر خون كنم
((٢٨٠٤)) اندر اين آخور خران و مردمان مى نيابند از جفاى تو امان
((٢٨٠٥)) نك عصا آوردهام بهر ادب هر خرى را كاو نباشد منتجب
((٢٨٠٧)) اژدهاى كوهيى تو بىامان ليك بنگر اژدهاى آسمان
((٢٨٠٨)) اين عصا از دوزخ آمد چاشنى بر تو و بر مؤمن آمد روشنى مر تو را گويد كه اى گر دنى كه هلا بگريز اندر روشنى
((٢٨٠٩)) ور نه درمانى تو در زندان من مخلصت نبود ز در بندان من باز گرد از كفر سوى دين حق ور نه در نار ابد مانى خلق باز گرد اى گمره بد بخت دون ور نه در دوزخ در افتى سر نگون
تفسير ابيات اى فرعون احمق ، اگر از عقل و خرد بهرهاى داشتى ، من الطاف فراوانى بتو آوردهام و اگر خر انسان نمايى ، بگير ، اين هم عصا . تو را با اين عصا از اين آخورى كه براى خودت ساخته و مزاحم زندگى ديگران شدهاى بيرون كنم و با همين عصا سر و گوشت را با خون مغزت بيالايم . در اين آخور زندگى نه جانداران از دست تو در امانند و نه انسانها .
اينك عصايى براى تاديب هر خرى كه نمى خواهد از نجابت و انسانيت بهره ور شود ، آوردهام . همين عصا روزى براى شكستن تو اژدها مى شود ، زيرا كه تو در كار و خو اژدها شدهاى . اگر تو اژدهاى كوهى هستى ، اين اژدهاى آسمانى است كه بدست من مقابل تو ايستاده ، خود را بكورى مزن ، درست بنگر . اين عصا كه