تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٩ - هر چه كه با نردبان من و مايى بالاتر رويم سقوط ما دردناكتر خواهد بود
« إِنَّه لا يُحِبُّ اَلْمُسْتَكْبِرِينَ ١٦ : ٢٣ » . [١] ( خداوند متكبران را دوست نمى دارد ) در قرآن مجيد در بيش از ٣٠ آيه در بارهء بد بختى و پليدى و عذاب اخروى متكبران با بيانات مختلف تنبيه فرموده است .
سقوط مردم متكبر از انظار و حماقت آنان در نزد مردم چيزى است كه نيازى به گفتگو ندارد ، زيرا مردم به طور طبيعى از شخصى كه خود را براى خويشتن مطرح كرده و آن خود را بزرگ مى شمارد و به رخ مردم مى كشد ، روىگردان و با ديدن كبر و نخوت حالتى شبيه به استفراغ روانى در خود احساس مى كنند .
ممكن است اين اشمئزاز و استفراغ ريشه هاى گوناگونى داشته باشد . از آن جمله :
١ - شناسايى مردم يكديگر را - افراد انسانى تقريبا از امكانات و كليات اوصاف يكديگر اطلاع دارند و مى دانند كه هر يك از مزايايى كه در يك انسان به وجود مى آيد ، به آن اندازه مطلق نيست كه علت تكبر و خود نمايى بوده باشد زيرا به خوبى احساس مى شود كه هر مزيتى كه در يك انسان به وجود مى آيد ، حد اقل مقدارى از ريشه هاى خود را از ديگران گرفته يا به طور غير اختيارى نصيبش گشته است و نيز يقيناً آن مزيت مفروض با صدها نقص ديگر در هم پيچيده شده است كه اگر مجموع موجوديت آن انسان را مورد بررسى و تحليل قرار بدهيم ، با نظر به همان نواقص نه تنها جايى براى تكبر نمى ماند ، بلكه بايستى آن انسان از فروتنى فراوانى برخوردار شود .
٢ - عدم تحمل انسانها اعتلا و قدرت طبيعى يكديگر را - گويى مردم به طور ناخود آگاه معتقداند باين كه مزاياى عالم طبيعت مشترك همه انسانها است و كسى كه چيزى از آن مزايا را به دست بياورد و آن را وسيلهء تكبر و خود نمايى قرار بدهد ، مانند شخص غاصبى است كه از خانهء كسى چيزى را غصب كند و همان را وسيلهء
[١] سوره النحل ، آيهء ٢٣ . .