تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - در آن هنگام كه انسان گام به قلمرو معرفت پشت پردهء طبيعى مى گذارد ، موضوعات معرفت همگى در يك وحدت عالى ذوب مى گردد ، ديگر تفاوتى ميان فهم مقصود مورچهء ناچيز و فهم اسرار تمام جهان هستى كهنسال نمى ماند
ديگر آن حوادثى كه موجود يا پديدهاى را در جويبار حركت در حال مفروض پيش مى برد ، خود در حركت و تغيير است ، بنا بر اين بقا و ادامهء شيء يا بروز ضد به صحنهء مثبت ، وابسته بحوادث مربوطه مى باشد . نتيجهء كلى اين وضع اين است كه چنان كه هيچ پديدهء طبيعى نمى تواند دو لحظه در يك حال بماند ، همچنين پديده هاى روانى ما ، تفاوتى كه ميان اين دو نوع پديده وجود دارد ، اين است كه تحول و حركت پديده هاى طبيعى تا آن جا كه به شناخت و زندگى ما مربوط است قابل محاسبه و دسته بندى مى باشد ، مثلًا در فصل بهار زمين را مى كاريم و كارى بان نداريم كه كاشته شده هاى ما از نظر فلسفى و تحليل و تركيبهاى دقيق و اصول تضاد فلسفى چه جرياناتى را سپرى مى كند ، در صورتى كه كوچكترين و شايد نامحسوسترين كارروانى در همان لحظه يا لحظهء ديگر خود را بما عرضه نموده و تغييرى در وضع درونى ما ايجاد خواهد كرد . بياييد هيچ يك از پديده هاى روانى را مطلق تلقى نكنيم تا از تزلزل شخصيت در امان باشيم .
((٨٧٢)) آن كه گويد رمز قالت نملة هم بداند راز اين طاق كهن
در آن هنگام كه انسان گام به قلمرو معرفت پشت پردهء طبيعى مى گذارد ، موضوعات معرفت همگى در يك وحدت عالى ذوب مى گردد ، ديگر تفاوتى ميان فهم مقصود مورچهء ناچيز و فهم اسرار تمام جهان هستى كهنسال نمى ماند كتابت در هر لغت متشكل از حروف الفبايى محدود است . پس از آشنايى بان الفبا و قوانين تركيبى كه در آن لغت مقرر شده است ، كتابت و تلفظ ميلياردها لفظ و جمله و كلام با قدرت به كتابت و تلفظ يكى از آنها يكى است .
قوانين هر علم معين و محدود است ، ولى ممكن است مسائل هر يك از علوم ميليونها مورد تطبيق داشته باشد . همچنين قوانين عقلانى و وجدانى آدميان حد معين