تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٢ - تفسير ابيات
بيرون بروى ، بلكه خود تو خواهان فرا رسيدن اجل خواهى گشت چنان كه كودك شير خوار خواهان شير است . و هيچ رنج و آسيبى ترا گرفتار و اسير نخواهد ساخت .
تو خود جويندهء مرگ خواهى گشت ، نه از جهت درد و رنج ، بلكه در خرابى مرگ گنج گرانبها خواهى ديد ، لذا تيشهاى به دست گرفته بدون انديشه به خانهء بدن فرود خواهى آورد ، زيرا كه خانهء بدن را در آن موقع حجاب گنج بىپايان مرگ خواهى ديد . خودت خواهى فهميد كه اين يك دانهء زندگى مانع صد خرمن حيات حقيقى است .
لذا اين يك دانه زندگى را با دست خود به آتش خواهى افكند و پيشهء مردانه پيش خواهى گرفت .
بىدريغ خانه بدن را ويران خواهى ساخت تا ماه جانت از زير ابر تاريك طبيعت روى نمايد .
اى انسان تو با چسبيدن به يك برگ ، باغى را از دست داده و مانند كرمى با قناعت به يك برگ از درخت رز رانده شدهاى .
وقتى كه كرم الهى اين كرم محقر را پيدا مى كند ، همين كرم اژدهاى جهل را مى بلعد همان كرم ناچيز به درخت مو پر ميوه و شاخه ها تبديل مى گردد ، آرى -
اين چنين تبديل گردد نيك بخت خانه بر كن كز عقيق اين يمن صد هزاران خانه شايد ساختن