تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٦ - انسان عادت كرده است كه رويدادهاى جهان هستى را در حال ارتباط با يكديگر به بيند و قوانين را از آنها انتزاع كند و در زندگانى مادى و معنوى بكار ببندد ، ولى دست يافتن به حقيقت جهان هستى به اين آسانىها هم نيست كه ما گمان مى كنيم
مسئلهء با اهميتترى كه در اين ميان موجود است نزديك نشدهايم و آن مسئلهء اراده و تدبيرى است كه در اين اجزاء مورد مشاهده است ، چيست آن علت كامل كه در ما وراى اين پديده ها فعاليت مى كند ؟ . . . اجازه بدهيد تا نتيجهء اين شناسايىها را براى شما بيان كنم ، محال است مقدار اسرارى را كه عالم هستى آنها را در بر دارد و همچنين عواملى كه محرك آنها است ، درك كنيم . » [١] اندره كرسون : - « . . . بلى ممكن است دانشمند به اين سؤالات پاسخ بدهد ، ولى از حدود يك مشت عقايد نظرى كه تنها ترجيح دادن نظرى بر نظر ديگريست ، تجاوز نخواهد كرد ، ولى وظيفهاى را كه علم بايد انجام بدهد ، روش با اينگونه عقايد نيست . فيلسوف طبيعى بقدرى با دل آسوده به اين عقايد غير علم تكيه مى كند كه گويى فنا ناپذيراند ، در صورتى كه بهترين و ثابتترين قانون علمى هنوز از نظر علل و اصول اوليهء آن براى ما مبهم و مشكوك است و نمى تواند كسى ضرورت آنها را براى ما اثبات كند چنان كه بطلان آنها را نيز نمى تواند اثبات نمايد . به طور اختصار بگويم : فلسفهء طبيعى پر از آراء ثابت نشدهاى است كه تا آخر هم ثابت نخواهد گشت . » [٢] لوميير : « . . . اين آقايان محترم روى صندلىهاى خود با تمام آسودگى و بدون اضطراب نشسته و شايستگى قبول كردن چيزى را كه نمى دانند ندارند ، اصلا بخاطر آنان خطور نمى كند كه آنها چيزى نمى فهمند و آنان نمى دانند كه در جريان هر پديدهء معلوم مجهولى وجود دارد . آنان به تغيير و تبديل الفاظ و اصطلاحات قناعت مى ورزند . چرا سنگ به زمين مى افتد ؟ مى گويند : زمين آن را جذب مى كند ، اين گونه جواب ساده حس كنجكاوى آنان را كامياب ساخته گمان مى كنند كه مسئله را فهميدند . نقشه بازىهاى كلاسيكى همواره آنان را مانند
[١] مجموعهء سخنرانىهاى ، كروكس ، نقل از على اطلال المذهب ، ج ١ ، ص ١٣١ . .
[٢] قواعد فلسفهء طبيعى ، اندره كرسون ، نقل از مأخذ مزبور ، ج ١ ، ص ١٣٩ و ١٤٠ . .