تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٤ - آيا موسى كه آن قبطى را كشت ، قتل نفس حرام مرتكب گشت ؟
ديد كه با يكديگر به كشتار پرداخته بودند ، يكى از پيروان او ( اسرائيلى ) بود و ديگرى از دشمنانش ( قبطى ) آن شخص كه پيروش بود . از موسى طلب يارى كرد به ضرر دشمنش ، موسى ضربهاى با مشت يا عصا به او زد و آن قبطى مرد ، موسى گفت اين عمل شيطان بود ، شيطان دشمن گمراه كننده و آشكار است . )
((٢٣٣٠)) گر بكشتم من عوانى را به سهو نى براى نفس كشتم نى به لهو
((٢٣٣١)) من زدم مشتى و ناگه اوفتاد آن كه جانش خود نبد جانى بداد
((٢٣٣٢)) من سگى كشتم تو مرسل زادگان صد هزاران طفل بىجرم و زيان
آيا موسى كه آن قبطى را كشت ، قتل نفس حرام مرتكب گشت ؟
مفسرين در بارهء قتل قبطى كه از حضرت موسى سر زده است ، اختلاف نظر دارند ، گروهى مى گويند : قتل نفس مزبور جرمى بوده است كه حضرت موسى مرتكب شده است . و پيامبران معصوم نيستند و ممكن است مرتكب گناه شوند . اين نظريه كلى كه مى گويد : انبياء هم مرتكب معصيت به اصطلاح معمولى مى شوند صحيح نيست و حوادثى را كه در اين باره استشهاد مى كنند ، نارسا مى باشد .
گروه ديگر مى گويند : اين كار موسى قتل نفس حرام نبوده است ، اگر چه پيامبران هم معصوم نباشند ، زيرا قتل نفس از معاصى كبيره است و شان و مقام موسى عليه السلام بالاتر از آن است كه چنان گناه بزرگى مرتكب شود . بلكه يا قتل خطايى بوده است و يا مقتول استحقاق كشته شدن را داشته است .
يكى از دلايل اين كه قتل خطايى بوده است ، اين است كه خداوند نمى فرمايد موسى او را زد و كشت ، بلكه مى فرمايد : مشتى يا عصايى به او زد و آن شخص حياتش را از دست داد و در گذشت و اين كه حضرت موسى پس از آن حادثه اعتراف به ظلم به خويشتن نموده و توبه كرد ، معنايش آن نيست كه جرم قتل نفس عمدى حرام