تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٤ - اگر در اين جهان هستى نورى وجود ندارد كه ايده آل نهايى بشرى است پس اين جستجوى اسرار آميز چيست ؟ و اگر از اين زندان دنيا رهايى امكان ندارد ، اين وحشت و جستن خلاصى چه معنا دارد ؟
اشباع حس جستجوى برين با تفكر در اين باره كه حقيقت مادهء مطلق چيست حقيقت حركت مطلق چيست ؟ روابط اجزاى طبيعت به طور كلى يعنى چه ؟ زمان چه حقيقتى است ؟ آيا فضا و زمان نهايتى دارند ؟ . . . ابديت كدام است ؟ هرگز عملى نخواهد گشت ، زيرا :
اولًا - چه كسى مى تواند با وجود ده ها موانع درونى و بيرونى موضوعات فوق را درك كند و دريابد و بفرض اين كه چنين شخصى پيدا شود و بر فرض محال درك موضوعات فوق نصيبش گردد ، و با فهم يك يا چند عدد از آن موضوعات راهى به موضوع جستجوى برين پيدا كند ، آيا جويندگى برين او اشباع خواهد گشت و بعبارت ديگر فرض مى كنيم شخصى پيدا شد و همهء آنها را دريافت ، آيا با تماشا به آنها و غوطه ور شدن در درك آنها مى تواند خود را قانع بسازد كه گمشدهء خود را پيدا كرده است ؟ مسلماً نه . زيرا اين جستجوى برين تلاش براى دانستن آن چه كه نمى داند ، نيست . بلكه جستجوى كمال است كه مى خواهد از وضع فعلى خود به آن كمال تحول يابد .
اشباع نشدن همين جستجو است كه با اين كه گروه فراوانى از متفكرين چه آنان كه در درياى دانش غوطه ورند و چه آنان كه در فلسفه و جهان بينى قدم بر داشته و موفقيتهاى كم و بيش به دست آوردهاند ، نتوانستهاند نوعى از شك و ترديد و اضطرابى كه در درونشان موج مى زده است . فرو بنشانند . حتى احساس و درك ابديت كه براى جستجوى برين از همه ى موضوعات گذشته مناسبتر است ، براى اشباع آن جستجو كافى نيست .
٣ - گروه ديگر از انسانها را مى بينيم كه موضوع اين جستجو را نه در خوشى و لذايذ و سعادتهاى جزئى مى بينند و نه در دانستن اصول و مبادى و قواى جهان هستى بلكه اينان پيش از همه در اين صدد بر مى آيند كه بدانند حقيقت جستجو چيست ؟