تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - تفسير ابيات
مضامين روايات امكان پذير است . [١] ابن سينا مى گويد :
« و لنفسك ان تنتقش بنقش ذلك العالم بحسب الاستعداد و زوال الحائل و قد علمت ذلك فلا تستنكرن ان يكون بعض الغيب ينتقش فيها من عالمه . . . » [٢] ( براى نفس تو اين شايستگى وجود دارد كه از عالم ما وراى طبيعت باندازهء استعداد و بر طرف شدن مانع نقش بپذيرد و اين مطلب را دانستى ، پس اين حقيقت را انكار مكن كه بعضى از امور غيبى از عالم غيب در نفس انسانى منعكس گردد ) . و به همين جهت است كه جلال الدين در سر تا سر مثنوى از تصفيهء نفس داد مى زند و امثال و داستانها مانند نقاشان رومى و چينى مى آورد و برهروان كوى حقيقت شديدا توصيه مى كند كه علائق و وابستگىهاى نفس را به ظواهر كنار بگذاريد و صفاى ذاتى روح را به دست بياوريد . فلسفه تمركز قواى دماغى كه در رياضتها و مقدمات تصفيه روحى ضرورت دارد ، همين است كه انسان بتواند از فعاليتهاى متفرقه قواى دماغى جلوگيرى كند و نگذارد آن قوا بمقتضاى فعاليتهاى خود خس و خاشاك بىارزش نمودهاى هستى را وارد صفحه آيينه وار روح نمايد .
تفسير ابيات شيخ ابو الحسن خرقانى مطابق پيش بينى بايزيد بسطامى زاييده مى شود و مركب در ميان هستى مى تازد . تمام اوصاف و خوى و خواص و مشخصاتى كه بايزيد در بارهء خرقانى گفته بود در آن شخص پديدار بود .
پيشواى بايزيد در اين پيش بينى لوح محفوظ بود ، لوح محفوظ يعنى چه ؟ لوح محفوظ كتابى دور و محفوظ از خطا است . اين بينش مربوط به دانشهاى نجومى و رمل و اصطرلاب و رويا نيست ، اين وحى حق است كه مردان الهى به جهت بىگنجايشى
[١] از ملك هم بايدم جستن ز جو * كل شيء هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم * آن چه اندر وهم نايد آن شوم .
[٢] اشارات ، ابن سينا ، ج ٣ ، ص ٤٠١ چاپ تهران . . .