تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - آيا جلوه هاى فريباى دنيا مانند برفى است كه خورشيد روى آن بتابد ديدهء آدمى را مختل و از راه رفتن باز بدارد ؟
((١٦٦٧)) ليك افزون گشت اثر ز ايجاد خلق در ميان اين دو افزونى است فرق
((١٦٦٨)) هست افزونى اثر اظهار او تا پديد آمد صفات و كار او
((١٦٦٩)) هست افزونىّ هر ذاتى دليل كاو بود حادث به علتها عليل نكته شد باريك اين جا اى رفيق نيك بشنو تو مقالات دقيق
((١٦٤٨)) زرق چون برق است اندر نور آن راه نتوانند ديدن رهروان
آيا جلوه هاى فريباى دنيا مانند برفى است كه خورشيد روى آن بتابد ديدهء آدمى را مختل و از راه رفتن باز بدارد ؟
زر و زيور و نمودهاى دنيا را مى توان به دو نوع مورد مشاهده قرار داد :
نوع يكم - موقعى است كه عقل آدمى روى آن نمودها بتابد و حقايق آنها را فاش بسازد ، چنان كه در ابيات پيشين توضيح داديم در اين فرض كون و فساد و مثبت و منفى و زيبايى و زشتى و حق و باطل و دائمى و موقت كه در عالم هستى حكمفرما است انسان را با حقيقت امر آشنا مى سازد و ارزش واقعى آنها را به انسان مى آموزد و از قدرتى كه من آدمى دارد ، بهره بردارى نموده آن نمودهاى گوناگون را عالىترين وسيله براى پيش برد من تلقى مى نمايد و چنان كه در حديثى كه در مبحث گذشته از امير المؤمنين عليه السلام نقل كرديم روشن شد كه خوبى و بدى و زشتى و زيبايى دنيا بستگى به وضع روانى و هدفى دارد كه انسان موجود در دنيا دارا مى باشد . در آن حديث ديديم كه على عليه السلام فرمود : همين دنيا را كه بعضىها توبيخ مى كنند و به آن دشنام مى دهند دار صدق لمن صدقها .
جايگاه صدق و بهره بردارى از واقعيات است براى كسى كه مى خواهد آن را به طور صحيح بجاى بياورد و تكليف خويش را با آن دنياى شناخته شده تصفيه نمايد .
براى اين اشخاص زنده و بيدار دنيا معبديست بس سترگ كه تمام لحظات حيات