تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - تفسير ابيات
ناشايست پشيمان شوى ، روزى فرا ميرسد كه از آن همه پشيمانىها پشيمانى گردى كه چرا خود را به درد پشيمانى مبتلا ساختم لذا -
نيم عمرت در پريشانى رود نيم ديگر در پشيمانى رود
پس برو اين گونه انديشه و پشيمانى را كنار بگذار و در جستجوى حال و كار و يار نيكوتر باش . و اگر كار نيكوتر پيدا نكردى ، پس پشيمانىهاى تو علتى ندارد [١] اگر راه نيكو را پيدا كردى ، آن راه را در پيش گير ، و اگر مى گويى راهى براى تشخيص نيكى وجود ندارد ، پس از كجا فهميدى كه كارى كه مرتكب شدهاى بد است ؟ اين قاعده كلى در عالم معرفت است كه -
بد ندانى تا ندانى نيك را ضد را از ضد توان ديد اى فتى
اگر ديدى كه از ترك انديشه در بارهء گناه عاجز بودهاى ، پس بدان كه از ترك گناه هم ناتوان و بىاختيار بودهاى حال كه از ارتكاب گناه چارهاى نداشتى ديگر براى پشيمانى موردى وجود ندارد پس ببين اين ناتوانى از جاذبه ى كيست ؟ اين ناتوانى ترا مى تواند به تواناى مطلق برساند ، زيرا -
عاجزى بىقادرى اندر جهان كس نديدست و نباشد اين بدان
بدين ترتيب هر اميد و آرزو كه در سر مى پرورانى ، عيوب آن اميدها و آرزوها از تو پوشيده شده است ، به طورى كه اگر علت و نتيجه آن آرزو را مى دانستى ،
[١] ابيات مربوط به اين مسئله ابهام انگيز به نظر مى آيد ، زيرا جلال الدين اولًا توصيه مى كند : چون پديدهء پشيمانى دامنهء قضاى الهى است ، رهايش كن و برو به سراغ كار نيكو و از دو راه وجود كار نيك را اثبات مى كند : يك - درك كار بد كه به حكم تضاد ناچار در مقابل خود كار نيكو را اثبات مى كند . . دو - پديدهء پشيمانى كه كشف از ارتكاب به كار بد مى كند و اين معما دو روش فكرى جلال الدين در ابيات فوق مى ماند كه پشيمانى ناشى از درك آن است كه كار نيكويى از او فوت شده است ، فوت كار نيكو يا مستقيماً ارتكاب كار بد بوده است يا به وسيلهء ارتكاب به كار زشت ، در هر حال كار زشت مسلم مى نمايد ، بنا بر اين كار زشت در قضاى الهى تثبيت مى شود . .