تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - تفسير ابيات
خنثى مى سازند .
به طور كلى از معبد گرفته تا جايگاه علم و دانش تا چهار ديوارى كه ميان آن عدالتى گسترده مى شود و ظلمى مرتفع مى گردد و بصلاح انسانها انديشه و تدبيرى بكار مى افتد ، نيازى به آن همه تشريفات و زر و زيور ندارد كه بدون اخلاص و تقوى به زر و زيور گورستان پرستش و علم و عدالت و مصالح آدمى مبدل مى گردد .
تفسير ابيات پس از آن از پيش تخت ندايى بگوش « سليمان » آن پيامبر نيك بخت رسيد كه برخيز و مسجد اقصا را بساز ، زيرا سپاهيان « بلقيس » براى نماز گزاردن مى آيند . براى ساختن آن مسجد انس و جن دست بكار شدند ، ولى هدف آنان از كار كردن در بناى مسجد ، مانند ساير موارد مختلف بود -
يك گروه از عشق و قومى بىمراد همچنان كه در ره طاعت عباد
اين مردم را كه مى بينيد ، اگر به حال خود بگذاريد ، به سوى كارى كشيده نمى شوند مگر اين كه اشباع شهوات و « مى خواهم » هايشان را در آن به بينند ، با اين زنجير شهواتشان است كه بگردنشان بسته شده و مانند ديوان سوى دكان و قوت و غذا كشيده مى شوند . زنجيرى كه بگردن آنان بسته شده است ، هر يك از حلقه هايش از دو فلز خوف و اشتياق ساخته شده است و به جبار آنان را به سوى كسب و شكار و معادن و درياها مى كشاند .
اين همان طناب پيچيده به گردن است كه خداوند در بارهء زن ابو لهب گفته است . زنجير را در گردنهاى آنان پيچانديم و اين زنجير نه از آسمان آمده است و نه از زمين روييده است ، بلكه فلز اخلاق آنان است كه به صورت حلقه هاى زنجير در آمده و بگردنشان بسته شده است . هيچ انسان كثيف و نظيفى وجود ندارد مگر اين كه اعمالش بگردنش بسته شده است .
طمعى كه به كارهاى بد بندى مانند آتشى است كه رنگ ذغال سياه را