تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - حرص و طمع اشياء را مى آرايد و فريبا مى سازد
علاقهاى است بسيار با ارزش . كسى كه بچنين موفقيت نائل مى گردد ، در حقيقت منصب نمايندگى خدا نصيبش گشته است ، ولى هيمن كه اين علاقه به حرص و آز مبدل شد ، موضوع برقرارى عدالت به مقام پرستى و پيروزى بر ديگران تبديل مى گردد و به حال خطرناك درميايد . آرايش مورد حرص و آز بيش از مقتضاى خود واقعيت ، فساد يكم است .
نوع دوم - بىارزش ساختن اشياء غير مورد حرص و آز ، در صورتى كه ممكن است آن اشياء از نظر عظمت و ارزش خيلى بالاتر از مورد مزبور بوده باشد . هنگامى كه انسان به شهرت طلبى حريص مى شود نه تنها هر چه كه مخالف اشتهار انسان ميان افراد اجتماع است ، مطرود واقع مى گردد ، بلكه واقع بينى و واقع يابىها در هر شكل و لباس هم كه بوده باشد از عظمت و ارزش مى افتد . مثلًا همين پديدهء شهرت پرستى را در نظر بگيريم در سر راه خود با آگاهى به خويشتن مواجه خواهد شد ، اين آگاهى به خويشتن و خلوت با خود و ارزيابى آن ، بزرگترين و پر معناترين پديدهء روانى است كه به عقيدهء ما بدون آن بكار بردن كلمهء انسان بىجا و بىمورد است ، با آمادگى براى به دست آوردن شهرت ، به هيچ وجه سازگار نيست ، خلوت با خويشتن بزرگترين سد راه زندگى براى ديگران است ، و چون فرض اين است كه شهرت و نامور گشتن مورد حرص و آز قرار گرفته است درنتيجه خلوت با خويشتن نه تنها ضرورت خود را از دست خواهد داد ، بلكه بشكل حماقت و ضعف نفس براى حريص شهرت نمودار خواهد گشت .
نوع سوم - اختلال روانى است كه به وسيلهء انحراف در خود پديدهء اميال روانى از اعتدال خارج شده است . اين خروج از اعتدال مخصوصاً در « مى خواهم » شخصيت درونى ما را از سرچشمه واقع بينىها منقطع مى سازد و خشكش مى كند . دورها را نزديك ، نزديكها را دور ، زشتها را زيبا و زيباها را زشت مى نمايد .
در آن موقع كه پديدهء حرص از درون ما زايل مى گردد و با خود واقعيات روبه رو مى گرديم بسقوط شخصيت و مستهلك شدن بيهودهء قواى دماغى آگاه مى شويم ،