المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٩ - شرح احكام اقسام
باشد مانند:
له عندى اربعون الّا عشرين الّا عشرة الّا خمسة الّا اثنين.
( براى او است نزد من چهل دينار مگر بيست دينار از آنها مگر دهتا از آن بيستتا مگر پنجتا از آن دهتا مگر دوتا از آن پنجتا).
حكم اينستكه هركدام از مستثناها از قبلى خود استثناء مىشوند فلذا در مثال مذكور ابتداء شخص اقرار مىكند كه فلانى چهل دينار از او ميخواهد بعد بيست دينار از آنرا نفى مىكند باقىمانده بيست دينار مىشود سپس» الّا عشره» استثنا از « بيست دينار» بوده يعنى از بيست دينارى كه استثناء از چهل دينار كرديم ده دينارش مستثناء است در نتيجه مقرّ به سى دينار براى غير اقرار كرده و وقتى مىگويد الّا خمسة معنايش اينستكه ده دينارى را كه از بيست دينار استثناء نموديم پنج دينارش مستثناء است در نتيجه مقرّ به بيست و پنج دينار براى غير اقرار نموده و وقتى مىگويد « الّا اثنين» معنايش اينستكه پنج دينارى را كه از ده دينار استثناء نموديم دو دينارش مستثناء است نتيجتا مقرّ به بيست و هفت دينار براى غير اقرار كرده است.
و از راه ديگر مىتوان محاسبه كرد و آن اينستكه:
استثناهاى وتر (طاق) همچون اوّلى و سوّمى و پنجمى و هفتمى تا آخر را اوّل از مستثنا منه استثنا مىكنيم و باقىمانده را محفوظ نگاه مىداريم و سپس استثناهاى شفع (زوج) يعنى دوّمى و چهارمى و ششمى و هشتمى تا آخر را با هم جمع كرده و حاصل جمع را به باقيماندهاى كه محفوظ نگاه داشتيم مىافزائيم حاصل جمع رقمى است كه شخص بآن اقرار كرده چنانچه مصنّف در شرح كافيه آنرا ذكر كرده بنابراين در مثال فوق ابتداء از مستثناء منه كه (٤٠) باشد مستثناى اوّلى (٢٠) و سوّمى (٥) را استثناء كرده باقيمانده (١٥) مىشود و سپس مستثناى دوّمى (١٠) و چهارمى (٢) را كه (١٢) مىشوند به باقيمانده يعنى (ي ١٥) مىافزائيم حاصل (٢٧) مىشوند.
قوله: غير ما ذكر فى قوله: مقصود مستثناى اوّلى است.