المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢١ - قاعده نحوى
تسبيح مىشود حقتعالى در آن خانهها به صبحگاه و شبانگاه).
در قرائت آنانكه « يسبّح » را بصيغه مجهول خواندهاند كه طبق اينقرائت استفهامى مقدّر است چون گويا سائل پرسيده:
من يسبّحه بالغدوّ و الآصال.
در جواب گفته شده: رجال يعنى يسبّحه رجال.
ج: فاعل در جواب نفى آورده شود مانند آنكه در جواب كسيكه گفته:
لم يقم احد (كسى نايستاده است)
بگوئيد: بلى زيد يعنى بلى قام زيد.
و امّا مورد وجوب:
وجوب رفع فاعل بفعل مضمر و مقدّر در جائى است كه فعل مقدّر به مابعدش تفسير گردد همچون فرموده خداوند سبحان:
و ان احد من المشركين استجارك
( و اگر يكى از مشركين از تو پناه خواست).
شاهد در « احد » است كه رافع آن فعلى است واجب التّقدير زيرا آنرا « استجارك » تفسير مىكند و تقدير كلام و ان استجارك احد من المشركين مىباشد.
قوله: اذا اجيب به: ضمير در « به » به فاعل راجع است.
قوله: يسبّح له فيها الخ: آيه (٣٦) از سوره نور.
قوله: ببناء يسبّح للمفعول: چه آنكه در قرائت مشهور كلمه « يسبّح » بصيغه معلوم قرائت شده.
قوله: او اجيب به: ضمير در « به » به فاعل راجع است.
قوله: اذا فسّر بما بعده: ضمير نائب فاعلى در « فسّر » به فعل مقدّر راجع است و ضمير در « بعده » به فاعل عود مىكند.
قوله: و ان احد من المشركين الخ: آيه (٦) از سوره توبه.