المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٥٨ - سوم از نواسخ افعال مقاربه
و سپس در تفسير « يحدو » مىگويد:
اينكلمه در لغت عرب يعنى خواندن براى شتر كه ساربانان براى اينكه شتر به وجد و نشاط درآيد آواز مخصوصى خوانده و بدينوسيله او را بررفتن تحريص و ترغيب مىكنند.
و پس از آن مىافزايد:
طفق نيز كه آنرا با « باء » نيز ضبط كرده و گفتهاند « طبق » همينطور بوده و خبرش بدان « ان » مىآيد چنانچه مىگويند:
طفق زيد يدعو (زيد شروع بخواندن نمود).
و همينطور است « جعلت » چنانچه مىگويند:
جعلت انظم (شروع كردم بنظم درآوردن).
و اخذت نيز چنين مىباشد مانند:
اخذت اتكلّم (شروع بسخن گفتن نمودم).
و علق هم همينطور است مثل:
علق زيد يفعل (زيد شروع نمود كه انجام دهد).
مصنّف در كتاب تسهيل « هبّ » را نيز در زمره اينها آورده است ولى در شرح تسهيل گفته است آوردن « هبّ » در رديف اين افعال بعيد و غريب است و مثال آن: هبّ عمر و يصلّى (عمرو به نماز خواندن شروع كرد) مىباشد.
قوله: فى كونها للتّرجّى: ضمير در « كونها » به عسى راجع است.
قوله: بالحاء المهملة: كلمه « مهمله » يعنى بدون نقطه در مقابل معجمه يعنى نقطهدار.
قوله: جعلا خبرها حتما الخ: ضمير در « خبرها » به حرى راجع است.
قوله: فلم يجرّد عنها: ضمير نائب فاعى در « لم يجرّد» به خبر حرى و ضمير مجرورى در « عنها » به « ان » عود مىكند.
قوله: لكونها مثل حرى: ضمير در « لكونها » به اخلولق راجع است.
قوله: و انتفاء ان من خبرها: يعنى من خبر « اوشك ».