المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٨ - دوم از نواسخ حروف مشبهة بليس(ما - لا - لات - ان)
آن است) دخول « باء زائده» در مثال: « لم اكن بقائم» يعنى من قائم نيستم، و نيز دليل ديگر امتناع دخول باء زائده برسر خبر در مثال « كنت قائما» مىباشد.
مؤلّف گويد:
وجه دليليّت ايندو آنستكه اگر منصوب بودن خبر علّت آمدن باء زائده برسر خبر مىبود مىبايد بين دو مثال « لم اكن بقائم» و « كنت قائما» فرقى نبوده و باء برسر خبر در هردو مثال مىآمد در حاليكه مىبينيم چنين نبوده بلكه در مثال اوّل داخل شده و در مثال دوم ممتنع است و تنها فرقى كه بين ايندو مثال وجود دارد اينستكه اوّلى منفى بوده و دوّمى مثبت مىباشد پس از اينفرق منتقل مىشويم كه منفى بودن خبر علّت دخول باء زائده بوده نه منصوب بودنش زيرا اگر منصوب بودن علّت بود در هردو مثال مىبايد باء زائده برسر خبر « كان » مىآمد.
فرع ادبى
شارح گويد:
اگر بخبر « ما » كه باء زائده برسرش درآمده كلمهاى را معطوف نمائيم در آن دو وجه جائز است:
الف: جرّ مانند ما زيد بقائم و لا قاعد.
ب: نصب مانند ما زيد بقائم و لا قاعدا.
سپس مصنّف گويد:
و بعد از « لا » و كان منفى گاهى خبر مجرور مىآيد.
شارح گويد:
مقصود اينستكه در دو مورد مزبور خبر بواسطه باء جارّه مجرور مىآيد مانند قول سواد بن قارب:
|
و كن لي شفيعا يوم لا ذو شفاعة |
بمغن فتيلا عن سواد بن قارب |
يعنى: و شفيع من باش در روزى كه صاحب شفاعتى كه بىنيازكننده