المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٩ - رأى اهل بصره و نظريه اهل كوفه
ضربنى و ضربته زيد (زد مرا زيد و من نيز او را زدم).
شاهد در عمل دادن « ضربنى » در « زيد » است كه آنرا بنا برفاعليّت رفع داده از اينرو عامل دوّمى را كه « ضربت » باشد و فعل و فاعل بوده و به مفعول نياز دارد در ضمير منصوبى كه به زيد راجع است عمل داديم.
اگر گفته شود:
شما گفتيد در صورتيكه عامل اوّلى در اسم ظاهر عمل نمود واجب است دوّمى در ضمير آن عمل كند چه اسم ظاهر فاعل بوده و چه مفعول باشد در حاليكه اينطور نيست چه آنكه در برخى از اشعار عرب ديده شده كه عامل اوّلى عمل كرده ولى در عين حال عامل دوّمى در ضمير آن عمل داده نشده است يعنى ضمير محذوف است مانند آنچه در بيت عليا مخدّره عاتكة بن عبد المطلّب آمده:
بعكاظ يغشى النّاظري .......... ن اذا هم لمحوا شعاعه
يعنى: در بازار عكاظ شعاع و نور سلاحهاى حرب مىپوشاند چشم ناظرين را در وقتيكه بگوشه چشم بنگرند.
شاهد در « يغشى » و « لمحو » بوده كه دو عامل متنازع مىباشند و در « شعاعه » با هم تنازع كردهاند لذا اوّلى را در آن عمل داده و مفعولش قرار دادهايم ولى دوّمى كه مىبايد در ضمير آن عمل كند و ظاهرا ضمير آورده شود، ضمير را شاعر حذف كرده.
قوله: لقربه: يعنى لقرب العامل الثّانى الى المعمول.
قوله: لسبقه: ضمير مجرورى به عامل اوّلى راجع است.
قوله: فى ضمير ما تنازعاه: ضمير فاعلى به عاملين راجع بوده و ضمير منصوبى به ماء موصوله برمىگردد.
قوله: فى فروعهما: يعنى فروع افراد و تذكير.
مؤلّف گويد:
فروع افراد، تثنيه و جمع بوده و فرع تذكير، تأنيث مىباشد.