المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٨ - رأى اهل بصره و نظريه اهل كوفه
احتياج و نياز بآن داريم چنانچه در « ربّه رجلا زيد» مرجع ضمير در « ربّه » بعد از آن آمده است ولى كوفيّون از جواز مثل چنين مثالى منع كردهاند. كسائى مثال: يحسن و يسئ ابناك را بنابر مذهب خويش تجويز نموده است.
مذهب وى آنستكه حذف فاعل جائز است و ممتنع نيست، لذا طبق اين عقيده اشكالى ندارد « ابناك » فاعل براى « يسئ » بوده و فاعل « يحسن » محذوف باشد.
و فرّاء مثال مذكور يعنى « يحسن و يسئ ابناك» را طبق مذهب خويش اجازه داده و از آن منع نكرده چه آنكه وى معتقد است دو عامل جايز است با هم بيك اسم ظاهر متوجّه شده و هردو در آن عمل كنند بدون اينكه نيازى به تقدير ضمير باشد.
و نيز وى اجازه داده ضمير فاعل را از اسم ظاهر مؤخّر آورده و بگوئيم:
يحسن و يسئ ابناك هما.
سپس مصنّف گويد:
و نيز مانند:
قد بغى و اعتديا عبداكا (بتحقيق دو عبد تو ظلم و تعدّى كردند).
شارح گويد:
كلمه « عبداكا » اسمى است كه برسرش « بغى » و « اعتدا » نزاع كرده، پس اوّلى يعنى « بغى » را در آن عمل داده و در دوّمى ضمير آنرا آورده و معمولش قرار داديم و اين تقدير هيچ محذورى بدنبال ندارد زيرا ضمير در اينفرض به اسمى رجوع مىكند كه از حيث رتبه مقدّم است اگرچه لفظا متأخّر آمده.
پس از آن شارح گويد:
پس اگر عامل اوّل را عمل داده و عام دوّمى به منصوب محتاج و نيازمند بود واجب است منصوب را نيز همچون مرفوع مضمر بياورى مانند: